<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>غروب</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/</link>
<description>در باره ی غروب و زیباییهای آن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 01 Dec 2009 14:11:10 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بحث</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-361.aspx</link>
<description> چندماه است که در کشور ایران دچار یک دوگانگی شده ام که باور این دو گانگی خیلی سخت است چون همه دست اندر کاران و مسئولین می گفتند کشور در یک امنیت کامل و یک ثابت خوب به راه خود ادامه می دهد و هیچ گونه خطری ما را تهیدید نمی کند ولی دیدم که با یک انتخابات و یک حرکت نا بجا چی شد کار ی انجام گرفت که  تمام سران قوم نمی توانند مشکل را حل نمایند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر بحث به همین سادگی بود و حرکت ها به همین گونه ایی که رئیس دولت می گوید و یا رئیس قوه قضائیه که مشکلی در بین نبود و اگر واقعا مشکل نیست چی شده است که در سال روز مجلس شورای اسلامی نه رئیس جهمور حضور داشت و نه رئیس تشخیص مصلحت نظام و هر دو هم به یک شکل بهانه تراشی نموده اند یکی به شکل این که قبلا مصاحبه خارجی تعیین شده بود و امروز نمی توانست در مجلس حضور داشته باشد این برای مردم عادی هم قابل قبول نیست که رئیس دولت یک کشور نداند روز ملی مجلس کشورش چه روزی است که برای آن روز برنامه های دیگری را در نظر نداشته باشد در صورتی که همه می دانند برنامه روزانه دولت همه از پیش تعیین شده است و برنامه ریزان می دانند چه روزی چه مناسبتی دارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دقیقا همین موضوع را هم دفتر آقای هاشمی بیان داشته است وقتی می گویند خبر نداشتیم و یا نمی دانستیم دل آدم می گیرد این دو نفر از مسئولین بلند پایه این کشور هستند چی شده و چه اتفاقی رخ داده است و ما تا به کی می خواهیم با منیت زندگی کنیم و چرا چشمان خود را بر روی حقیقت می بندیم و می گویم دروغ است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال اکنون ما نیاز به یک همدلی محکم واستواری نیاز داریم همان گونه که سال های قبل داشتیم و کسی هم اعتراضی نداشت و هم همه چیز را در حد معقول قبول داشتند اکنون شکل ها و فرم ها تغییر کرده اند و این تغییرات باعث خیلی چیز ها شده است که یکی از این موارد تورم در جامعه است و یکی دیگر واردات محصولاتی که در کشور خودمان داریم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال لازم است مسئولین کشور به خود بیایند و موقعیت خود و کشورشان را درک کنند اگر درک کنند این گونه بر خورد ها معنی پیدا نمی کند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باشد که همگی در جهت بهبود وضعیت موجود قدم بر داریم و این منیت ها را کنار بگذاریم تا مبادا مورد تهاجم از نوع امریکایی واقع شویم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 14:11:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=361</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-361.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غروب که می شه</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-360.aspx</link>
<description>آهنگی که روز می نوازد و شب را به ارمغان می آورد ، آهنگ بودن و زیستن و خواندن سرود های زندگی است ، ولی در این زندگی رود هایی در جریان هستند که گاها باعث طغیان می شوند و این طغیان زدگی خیلی از اطرافیان را به درد سر و نگرانی می اندازد، و همین نگرانی هستند که دل مشغولی درست می کنند و شما و مرا به دورانی می برند که در آن دوران آسایشی بوده فارق از ریا و سیاست زدگی که شاید خیلی چیز ها را مانند امروز درک نمی کنیم ،ولی آسایش بود و راحتی خیال از نظر مادی و نگرانی  برای توشه فردا نبود و هر جایی که مراجعه می کردی کاری برای انجام و گرفتن مزد بود ولی اکنون که حرکت نمودیم و به خواسته خودمان انقلاب اسلامی را به جای رژیم ستم شاهی آوردیم چه بر ما گذشته است هشت سال اول انقلاب را که جنگیدیم و بهترین هایمان را تقدیم نمودمی تا مبادا کسی به وطنمان تجاوز کند و بعد از هشت سال دفاع مقدس سازندگی را شروع نمودیم و اکنون اگر خوب بنگریم به غیر از تورم و گرانی و ناراحتی اعصاب برای پدران و مادران چیزی دیگر برایمان مانده است ، از گور های دسته جمعی برایمان می گویند راست یا دروغش با خودشان ؛ نا کار آمدی نمایندگان مردم که در مجلس قرار دارند و اگر نا کارامد هم نباشد در دسته و لابی ها قرار دارند و برای خودشان کار می کنند نه برای مردم، رئیس دولتمان می گوید برای مردم رفاه ایجاد می کنم این رفاه در سایه گوشت کیلویی ۱۶ هزار تومان  درست خواهد شد مگر در آمد قاطبه ملت چقدر است که می خواهند رفاه ایجاد کنند بیکاری هم که غوغا می کند ،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا می توان باور داشت که این هایی که به قول خودشان می گویند نماینده ملت هستند واقعا برای ملت هستند یا برای خودشان من جزء کسانی هستم که بیریا در همه میدان ها بوده ام و زمانی که شهر محل سکونتم را با موشک می زندن با جرائت شهرم را ترک نکردم تا بتوانم باشم که مبادا دشمن بگوید شهر را ترک نمودند و دولت نمی تواند تامین جانی برای مردمش درست کند ، در بدترین شرایط در بیابان ها زندگی کردم ولی شهر و دیار خودم را رها نکردم چون با خودم می گفتم این جا هم یک گوشه از میدان جنگ است ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر سال وقتی رهبران کشورم برای تبریک سال می آمدند و سخنرانی می کردند این امید را داشتم که از فراوانی بگویند و از راحتی خیال ولی از چیزی می گفتند که شکم گرسنه نمی تواند داشته باشد چون وقتی شکم انسانی سیر نباشد دین و ایمانی هم نخواهد داشت، قبول کنیم که تورم از اعتیاد بدتر است و از همه مهتر نتوانستن تامین مادی زندگی کردن برای یک مرد از مرگ زیر خروار ها آور بدتر است شرمندگی از زن و فرزند از همه چیز سخت تر و بدتر است کی و چه وقت این دولت ها به فکر تورم خواهند افتاد  ویا کاری خواهند نمود که مردم احساس نگرانی نکنند  اگر حرکتی انجام شد همانند رژیم شاه به بیگانه می چسبانند و مزدور هم می شوی وقتی می خواهی از حقوقت دفاع کنی بیگانه پرست می شوی مگر این مردم چه می خواهند مردم از دولت تنها سه چیز می خواهند رفاه اجتماعی ، ارزانی اجناس، و تامین و آسایش جانی و مالی  اگر دولت همین سه گزینه را ایجاد کند ملت هرگز نسبت به دولت خودشان نگرانی نخواهند داشت ولی این گونه نیست  زیرا یک مسافرت ۷ روز که همه وسایل از خودت باشد و حتی برای خوابدن در چادر در پارک ساکن شوی حد اقل برای ۵ نفر روزانه به مبلغی در حدود ۴۰ هزار تومان نیاز داری چون خوراکی به قدری گران است که یک نهار ساده در یک رستوران حدود ۲۰ الی ۳۰ هزار تومان می شود  تورم در شکل های مختلف خود را نشان داده است از تحصیل رایگان بگیر که پولی شده است تا نان دولتی که هر عدد نان به ۱۰۰ تومان و یک بیشتر رسیده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیائید باور کنیم هستیم و دولت هم طرف دار ما ملت است و قبول داشته باشیم که  دولت دلش می خواهد ولی نمی تواند آن وقت شاید راحت تر بتوانیم جواب خودمان را بدهیم در این صورت غروب بدون داشتن هزینه روزانه زندگی به درد خیلی ها نمی خورد باور کنید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 06:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=360</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-360.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهمان خدا </title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-359.aspx</link>
<description> ماه مبارک رمضان است و ما مهمان خدا هستیم ودر این ماه همه را به مهمانی خدا دعوت می کنم و ازهمه دوستان و کسانی که به این وبلاگ سر می زنند به خاطر خودشتان ازشان می خواهم که دعا کنند همه در این ماه عفو شویم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 08:01:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=359</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-359.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتظار</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-358.aspx</link>
<description>داریم نزدیک میشویم . داریم خودمون را آماده می کنیم تا زاد روزتولدت را جشن بگیریم  .می خواهیم همانی باشیم که تو دوست داری عبدی صالح عبدی که به غیر از بندگی هیچ در ذهن نداشته باشد و همیشه ترا در ذهن خود پرورش دهد . می خواهیم این انتظارمون به حقیقت تبدیل شود و تو بیایی و ماهم در کنارت به آرزوهایمان برسیم  آقاجون کی میایی تا به ما بگویی که دیگه ظلمی نخواهد بود . دیگه غروبی نخواهید داشت . دیگه غصه ها تمام شد . آقا جون وقتش رسیده که بیایی و ما را از این همه دل نگرانی در بیاری راست دلم برت تنگ شده از مادرت خواستم که یاریم کنه تا یکی از یارانت باشم وقتی که میایی بتوانم در کنارت باشم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر خیز که وقت ظهورت رسیده است  زاد روز ولادت را تبریک می گویم به تمام دوستدارانت آقا جون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 15:47:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=358</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-358.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این حماسه ای دیگر</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-357.aspx</link>
<description>روز جمعه ۲۲ خرداد روزی از روز های حماسه و شور بود این هم گذشت تا چهار سال دیگه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Jun 2009 05:11:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=357</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-357.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنگ نظری در باره غروب </title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-356.aspx</link>
<description> دیروز جایی بودم و کسی را دیدم که خیلی شاعرانه فکر می کرد و در باره عشق و عاشقی می گفتم و چنان عشق را تعریف می کرد ، تو گویی سالیان دراز است که عاشق و همه چیز دان ولی وقتی به غروب رسید و خواست در باره غروب حرف بزند تنها به جمله کوتاهی اشاره کرد من از غروب خیلی دل گیرم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می بینید ما بندگان خدا از چه چیز قشنگ و از چه وقت خوب در زندگی دل گیریم و اصلان نمی دانیم چرا دلگیریم همین قدر که بگوییم دل گیریم کافی است در صورتی که این گونه نیست دیدگاه یک نفر تسریع در کل نیست و هستند کسانی که در باره این وقت کم از ساعت زندگی حرف های زیادی زده اند و دارند بزنند و شاید همه گفته های خود را گفته اند ولی مکتوب نکرده اند تا دیگران از آن استتفاده نمایند و این بی انصافی است که غروب را زمان دل گیر شدن بدانیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این زمان از وقت آنقدر مهم است که قران هم بدان اشاره ها دارد و در جاهای مختلف از غروب و زمان خاص غروب حرف به میان کشیده است و این وقت می خواهد و توان بررسی تا بتوانیم به چیزی که دل خواه است برسیم باشد که بدان برسیم و قدر این زمان خاص از روز را بدانیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باشد که برسیم به جایی که بهترین وقت برایمان غروب باشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 08:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=356</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-356.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غروب همان غروب است </title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-355.aspx</link>
<description>شاید خیلی از ما ها معنی غروب را درک نکرده باشیم و برای خودمان یک برداشت خاص نداشته باشیم و از آن طرف هم برای خیلی از انسان ها غروب دارای معانی خاص است و برداشت های خاص خود را دارند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی عاشق است و عشق خود را در غروب و ساعت های پایانی روز می داند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و دیگری همه دلخوری های خود را از زندگی روزمره در غروب مشاهده می کند  و با خود می گوید کاش اصلان غروبی وجود نداشت و همیشه روز بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هستند کسانی که هیچ جیزی را در غروب مشاهده نمی کنند و تنها کاری که دارند  این است که چرا غروب و چرا باران و چرا شبهای تاریک زندگی ولی این گونه نیست غروب بیان گر حرکت تازه ایی است از روز و عبوری شاعرانه است از زندگی سخت روزانه به سوی استراحت و رفتن به جایی که می توان اندکی آرامش داشت و کمی در باره کار های انجام شده در روز را مرور نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باور کنید که روز برای تلاش است و شب برای استراحت ولی همین فاصله اندک بین روز و شب که ما نام آن را غروب می گذاریم برای این است که در این لحظات ملکوتی خیلی چیز ها به نظر می آید که حرف زدن در باره  ان ها بهترین گزینه زندگی برای خیلی ها است و همیشه بهترین ساعت ها برای دیدن و شنیدن ها ست و برای خود من که بهترین لحظه ها همان ساعت های اولیه غروب است و ان زمانی است که شاهد رفتن روز به سمت شب و رسیدن به هدفی که در پیش دارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقت ها می خواهیم برگردیم و به رسیم به همان جایی که اول بودیم و اکنون فاصله های زیادی را برای ما ایجاد نموده است و نمی توانیم برگردیم ولی همین لحظه های خوب غروب است و اگر ما بخواهیم شاد باشیم و خوب باشیم می توانیم  از غروب پند ها بگیریم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به امید روز های خوب &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Apr 2009 06:29:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=355</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-355.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال جدید </title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-354.aspx</link>
<description>سال جدید فرا رسید بدون کوچکترین تغییر در اعمال و افکار ما همیشه همین طور بوده و خواهد بود چون هیچ کسی نیست و یا خواهد بود که در این اندیشه باشد که به غیر از خودش دیگران چه خواهند نمود یا اینکه اکنون که ما در راس قدرت هستیم فکری به حال همه مردم بکنیم و تازه اگر خدای ناکرده سئوالی هم مطرح نمودی ایراد خواهند گرفت و چند و چون خواهند نمود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک شهر کوچک که خبر نگاری بعد از یک سال به یادش افتاده است که سایتی از عکس های آن استفاده نموده آنهم دو عدد از عکس هایی که به خاطر خود شیرینی در مقابل نماینده شهر که احتمال می داده است ممکن است در بیاید و به سفارش خودخبر نگار روی سایت گذاشته شده است  گرفته تا همین خبر نگار که برای گرفتن دوربین نو از وزیر نفت دوربین خود را بنا به دلایل نا معلوم می کوبد به دیوار در ورودی شرکت بهر ه بر داری نفت و گاز و تازه جنجال هم راه اندازی می کند که چه و چه و می رود و از نزدیک از وزیر نفت قول دورین بهتر را می گیرد و همین طور کار های دیگر این تازه یک خبر نگار کوچک شهرستانی است حال شما بروید و فکر کنید که در شهر های بزرگ و جاهایی که امکان خود خراب کنی و دیگران را هم با خود خراب کنی چقدر زیاد است و چه کار ها که انجام نمی گیرد و این یعنی بد اخلاقی در جامعه که این روز ها مد شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پروژه ها به مناقصه گذاشته می شود و کسانی این پروژه ها را برنده می شوند که شاید در حد و اندازه نباشند ولی از آنجایی که سفارش شده هستند باید کار برای آنها باشد و دیگران هم اگر می توانند خودشان را به چسبانند به آنها وگرنه هیچی گیرشان نخواهد آمد یا مدیری برای این که برای خود سودی داشته باشد خیلی از کار های ساده را بزرگ می کند تا بتواند در این میان دست بر آتش داشته باشد و سودی به جیب بزند منظره جالب نیست این گونه کار ها و در این بین اگر کسی هم پیدا شد و خواست در حد معقول سرویس و یا خدماتی را ارائه دهد از آنجایی که برای مدیران شناخته شده نیست و نمی دانند که سهمشان سر جای خود هست یا نه کار را نمی دهند و می گویند بهانه داریم با مدیریت بالا دستی خود و بعدا کاشی عمل می آید که آقایان دستشان در همان کاسه ایی بوده که مدیریت بالا دستی دستش در آن کاسه بوده  .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثل سیاست امروزه امریکا که می خواهد با لفاظی و بازی با جملات سر ملت و دولت ایران کلاه بگذارد ولی خدایی هم سرمان کلاه گذاشته خواهد شد چون ما ملتی طماع و پول پرست هستیم اگر نبودیم چرا ما باید جهان سوم باشیم و چرا باید دولت امریکا و یا دیگر دولت ها بخواهند سر ما کلاه بگذارند و یا تحریممان کنند اگر ما هم ملتی راست گو بودیم و حقیقت را در میان می گذاشتیم و به جای این که بگوییم کشور ما در تهیه سیمان خود کفا شده است حقیقت را می گقتیم و می گفتیم ملت بدلیل کاهش ساخت و ساز اکنون در کشور سیمان در حد مطلوب هست و اگر این روند ادامه داشته باشد ما هم با بحران مواجهه هستیم نه این که دروغ بگوییم و بگوییم به خود کفایی رسیده ایم ولی بعد از چند  روزدر روزنامه ها و سایتهای خبری خبر از ورود میلیون ها تن سیمان وارداتی سخن به میان بیاورند اگر اکنون این گونه نباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر مدیران راست گویی داشتیم و خدا جو که متاسفانه در خیلی از دوایر نداریم وضعیت ما خیلی بهتر از این بود که اکنون هست چون ما ملت ایران مردمی تیز هوش و کار دان هستیم و وقتی چیزی را به خواهیم درست خواهیم نمود اگر شده از نوع کاربری دیگر استفاده کرده باشیم ولی وقتی مشاهده می کنیم که کار ها در دست دیگرانی است که اصلا دلشان به حال مردم و کشور نمی سوزد این می شود که اکنون هستیم وامریکایی که هزاران کیلومتر از ما فاصله دارد برای ما خط و نشان می کشد و تز می دهد که چه کنیم تا او جواب سلام ما را بدهد حال اگر ما صنعتی را در اختیار داشتیم که آنها بدان نیازمند بودند این گونه نبود و شاید اصلا شکل دیگری در کار بود و فرم دیگری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال خیلی ها هستند که دلشان واقعا برای مردم و کشورشان می سوزد ولی متاسفانه چون حقیقت هستند جایی برایشان نیست چون اگر باشند باید نا حق گویان بروند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری همانند کارون  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 07:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=354</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-354.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>29 اسفند</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-353.aspx</link>
<description> ۲۹ اسفند مصادف است با سال روز ملي شدن صنعت نفت كه يكي از مهم ترين رخداد هاي تاريخي ايران است و هيچ كسي نمي تواند اين روز را فراموش كند و كسي كه در اين روز در دادگاه لاهه توانست با سخنراني جذاب خود مدعوين را قانع نمايد كه اين حق ملت ايران است كه صنعت نفت خود را ملي نمايد  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اين روز هر سال به عنوان روز ملي شدن نفت جشن گرفته مي شود و تعطيل رسمي است ولي كمتر از باني اين كار ياد مي شود و اگر هم يادي شود براي اين است كه گفته شود بدست فراموشي سپرده نشده است ما هم اين را باور داريم ولي كساني كه در شهري كه نفت براي اولين بار در آن فوران يافت بهتر مي دانند كه چه اتفاق مهمي رخ داد و چقدر استمعار پير اين سرمايه ملي را به غارت برد تا رسيد به زماني كه دكتر محمد مصدق زمام امور را در دست گرفت و موفق شد با داشتن مشاوراني چون دكتر فاطمي اين روز را به وجود آورد و بتواند به مردم جهان خصوصا پير استمعار بفهماند كه نفت در كشور ماست و متعلق به ملت ماست هر چند بعد از ملي شد غارت نفت شكل ديگري به خود گرفت ولي با انقلاب اسلامي تمام كج روي ها به پايان رسيد و اكنون ما  ايراني ها با افتخار مي توانيم بگوييم كه نفت از آن خودمان است و ملي شدن نفت صورت واقعي به خود گرفته است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاري همانند كارون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 17:23:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=353</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-353.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدمين سال پيدايش نفت</title>
<link>http://aramhsr.blogfa.com/post-352.aspx</link>
<description>نمي خواهيم زياد به بعضي از كار ها و عملكرد ها در اين روز هاي پاياني سال اشاره كنيم ويا شركت و اداره ايي را زير سئوال ببريم و بگوييم چه كنم و يا نكنيم و چه بكنند و يا نكنند چون به ما ارتباطي پيدا نمي كند ولي آنچه مهم است اين است كه  ما هم در اين شهر زندگي مي كنيم و گاها چيز هايي به ما ارتباط پيدا مي كند چه بخواهيم و چه نخواهيم انجام كار ها ما را به سمتي سوق مي دهد كه بنويسيم چقدر اشتباه داشته اندو يا چقدر عالي كار نموده اند متاسفانه در موارد خيلي زيادي خيلي از ادارات شهرستان مسجد سليمان زير سئوال قرار دارند به دليل بد عمل كردشان و يا نادرست عمل كردن آنها سال ۸۷ صدمين سال پيدايش نفت در اين شهرستان بود و قرار بود كه جشني گرفته شودو اين جشن خيلي براي مردم اين شهر مهم بود زيرا انتظار داشتن كه در اين برنامه صدمين سال نفت كار هايي انجام گيرد و يا اين كه گشايشي براي شهرستان وجود داشته باشد و خيلي از مشكلات بدلايل خاصي حل شود ولي متاسفانه هيچ كاري صورت نگرفت و حتي جشني هم گرفته نشد و اگر هم گرفته شد تنها در حد خود كاركنان صنعت نفت مسجد سليمان بود در صورتي كه صدمين سال كشف نفت به تمام كشور مربوط ميشد و راس آن شهرستان مسجدسليمان بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدمين سال نفت يك رويداد مهم بود در كشور خصوصا شهرستان مسجدسليمان كه اولين چاه نفت در اين شهر پيدا شده بود و همين پيدا شدن نفت چهره كشور را دگر گون نمود ولي خودش هيچ نصيبي نداشت از اين همه در آمد و اكنون كه به صدمين سال پيدايش رسيده بود اين انتظار بود كه كاري در خور اين شهر انجام گيرد كه آنهم انجام نشد تنها با آمدن وزير نفت و رفتن آن و جلسه ايي در شركت بهره برداري نفت و گاز و سخنراني براي تعدادي از خودي ها و همين قدر كه برنامه هايي هم در حال انجام هست و زماني هم كه سئوالي در باره صدمين سال پيدايش شد گفتند كه هوا گر ماست و نمي توان مردم را جمع نمود و جشن گرفت و انشاء اله در زمستان كه زمستان هم آمد و رفت و خبري نشد و تنها تعدادي كار ت وياد داشت و جا كليدي و خود كارزده شد كه حالت تبليغي داشت براي شناساندن خود شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان  سئوالي كه مطرح است و ذهن خيلي ها را به خود مشغول نموده است چرا جشني گرفته نشد و يا چرا براي مردم كاري به آن صورت انجام داده نشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي از مواردي كه مورد سئوال است كه مديريت بهره برداري خود نخواست اگر مي خواست شايد مي توانست كاري انجام دهد و ما هم براين عقيده ايم چون اگر مديريت يك شركت به خواهد خيلي از كار ها را مي تواند انجام دهد بدون اين كه ديگران دستوري داده باشند و اگر هم زير سئوال رفت و مورد پرسش خواهد گفت كه حق مردم بوده است و از طرفي هم چون همه اختيارات اين شركت در دست خود مديريت نيست باز انتظار زيادمورد قبول نمي افتد و جوابي خواهد داشت ولي اين كار را به راحتي مي توانستند انجام دهند كه اگر كسي خواست مديريت را ملاقات نمايد بتواند اورا ملاقات نمايد نه اين كه براي ديدن مديريت روز ها بايد در انتظار باشي و تازه اگر مايل باشند و بخواهند ملاقاتي خصوصي داشته باشند و اين خيلي سخت است براي كساني كه دلشان نمي خواهد در زمان شلوغي مديري راملاقات نمايند در شركت بهره برداري نفت و گاز به دليل اين كه مديران پروازي هستند و اين مديران پروازي در طول هفته چندين روز را نيستند و اكثر وقت ها كه در راس كار هستند به قدري سرشان شلوغ است كه ديدن ارباب رجوع برايشان مشكل ساز مي شود خصوصا اربابا رجوعي كه وقت گير باشد و خواسته اش هم نامعقول ولي همه كه اين گونه نيستند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در شهرستان مسجدسليمان و در شركت بهره برداري نفت و گاز اين گونه است و چون فكر مي كنند كه هر مراجعه كننده ايي در خواست كار دارد و مي خواهد كه برود سركار مديري و يا مديران اجازه ملاقات نمي دهند و درست هم اين است ولي همه كه اين گونه نيستند خيلي هم كارشان يا خدماتي است و يا رفاهي و يا برنامه هاي ارتباطي و يا مي خواهند كاري كه بدرد مي خورد و در آينده خيلي از مشكلات ارتباطي در شهرستان و شركت بهره برداري نفت و گاز را حل خواهد نمود انجام دهند و پيشنهاد دارد كه شايد پيشنهاد خوبي باشد ولي چه سود كه ديدن مديريت محترم اين شركت با اشكالات زيادي همراه است به قدري مشكل است كه گاها از رفتن و ايستادن پشيمان مي شوي و از خير كار مي گذري و بعد از مدتي موتجه مي شوي كه همان كار ي كه در حيطه كاري بوده و براي رساندن پيام خود تلاش نموده ايي بي نتيجه شركتي از شهرستان ديگر آمده و دارد انجام مي دهد و اين خود بزرگترين عيب مديريت اين اداره است  يعني مديريت اين شركت تنها خودش تصميم گيرنده نيست و كساني هم كه به صورت بازوي مديريت اين مديريت را راهبري مي كنند كساني هستند كه اصلا ارتباطي با اين شهرستان و مردمش ندارند و از شهر ديگري آمده اند و جزء مديران پروازي هستند و خيلي دلشان مي خواهد كه دوستان خودشان كار را انجام دهند براي همين هم از خريد هاي ميلياردي اين شركت و انجام پروژ هاي ميلياردي اگر خوب بررسي كنيم سهم شركت هاي مسجدسليمان به يك دهم هم نمي رسد تا چه رسد به همه كار ها  دليل اين كار چيست زياد معلوم نيست و شايد يكي از دلايل اين گونه رفتار ها اين باشد كه شركت ها توانمند  در اين شهرستان نيست و يا اگر هم هست در حيطه كاري اين مديران نيست و با آنها هماهنگ نيست  به هر حال صدمين سال پيدايش نفت اين موضوع را كاملا روشن نمود كه براي اين شهر كمترين امتياز در نظر گرفته شده است و يا مرغ همسايه غاز است  و يا شركت هاي مسجدسليمان نا توان هستند به غير از اين گزينه ها گزينه ديگري را نمي توان متصور شد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Mar 2009 07:05:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aramhsr&amp;postid=352</comments>
<dc:creator>aramhsr</dc:creator>
<guid>http://aramhsr.blogfa.com/post-352.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
