|
شاید خیلی از ما ها معنی غروب را درک نکرده باشیم و برای خودمان یک برداشت خاص نداشته باشیم و از آن طرف هم برای خیلی از انسان ها غروب دارای معانی خاص است و برداشت های خاص خود را دارند
یکی عاشق است و عشق خود را در غروب و ساعت های پایانی روز می داند و دیگری همه دلخوری های خود را از زندگی روزمره در غروب مشاهده می کند و با خود می گوید کاش اصلان غروبی وجود نداشت و همیشه روز بود هستند کسانی که هیچ جیزی را در غروب مشاهده نمی کنند و تنها کاری که دارند این است که چرا غروب و چرا باران و چرا شبهای تاریک زندگی ولی این گونه نیست غروب بیان گر حرکت تازه ایی است از روز و عبوری شاعرانه است از زندگی سخت روزانه به سوی استراحت و رفتن به جایی که می توان اندکی آرامش داشت و کمی در باره کار های انجام شده در روز را مرور نمود باور کنید که روز برای تلاش است و شب برای استراحت ولی همین فاصله اندک بین روز و شب که ما نام آن را غروب می گذاریم برای این است که در این لحظات ملکوتی خیلی چیز ها به نظر می آید که حرف زدن در باره ان ها بهترین گزینه زندگی برای خیلی ها است و همیشه بهترین ساعت ها برای دیدن و شنیدن ها ست و برای خود من که بهترین لحظه ها همان ساعت های اولیه غروب است و ان زمانی است که شاهد رفتن روز به سمت شب و رسیدن به هدفی که در پیش دارم گاهی وقت ها می خواهیم برگردیم و به رسیم به همان جایی که اول بودیم و اکنون فاصله های زیادی را برای ما ایجاد نموده است و نمی توانیم برگردیم ولی همین لحظه های خوب غروب است و اگر ما بخواهیم شاد باشیم و خوب باشیم می توانیم از غروب پند ها بگیریم به امید روز های خوب
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط اسداله پورهاشمی
|
|