|
موضوع های مختلفی در زندگی روزمره ما انسان هست که هر کدام به شکلی و نوعی قابل بحث کردن هستند ولی مهم ترین نوع و شکل در زندگی فراموش کردن خودمان است و نخواستن فهمیدن این که ما کی هستیم وچرا اصلا هستیم
می خواهیم خوب باشیم ولی دنیا این اجازه را به ما نمی دهد و اگر هم بدهد ما خودمان نمی خواهیم که خوب باشیم چون وقتی خوب بودیم همه می خواهند ازمان سوء استفاده کنند برای همین هم ما نمی توانیم خوب باشیم چون طرف مقابلمان خوب نیست وقتی طرف مقابلمان خوب نیست معلوم است که ما نمی توانیم خوب باشیم . راستی تا به حال شده است در این باره فکری بکنیم و نتجه ایی بدست آوریم تا بتوانیم همه یک شکل و یک رنگ باشیم و هر کسی در جای خود و موقعیت خود بتواند خوب باشد و اگر این اتفاق رخ دهد بیشترین مشکلات مردم حل خواهد شد چون همه می خواهیم خوب باشیم وقتی خوب شدیم در کارهایمان هم خوب عمل خواهیم نمود و در نتیجه همانی خواهد شد که می خواهیم عدالت بر قرار می شود ، انسانیت جایگاه خود را پیدا خواهد نمود ؛ طبقات انسانی به وجود نمی آید و ما می توانیم همه در یک اندازه یاشیم و هر کسی می تواند به اندازه هوش و درایت خود موقعیت برای خود ایجاد نماید ، حال این گونه نیست همه می خواهند در زیر سایه خوب بودن کار هایی که خلاف است انجام دهند و در نهایت هم به پای آنها نوشته نشود و اگر روزی هم مورد سئوال واقع شدن بگویند دیگران کردن و ما را در آخرین مرحله و زمانی که دیگر نمی شد هیچ کاری کرد در جریان قرار دادند و این بدترین شکل ممکن است از خوب بودن دروغ نگوییم اگر دروغ نگوییم خیلی از مشکلاتمان حل خواهد شد و ما هرگز نخواهیم برای کارمان توجیهی ارائه نماییم چون وقتی دروغ نگفتیم کارمان را به موقع انجام می دهیم و قتی کارمان به موقع انجام شد و دیگران معطل کار ما نشدند آن وقت می توانیم راحت تر حرکت کنیم به سمت به روز شدن و ترقی کردن و درست عمل نمودن و در نهایت خوب شدن برای همین است که می گویند دروغ بد ترین درد و بد ترین معضل در یک جامعه و یا خانواده است در حقیقت همه مشکلات ناشی از دروغی است که می گوییم و می خواهیم کارمان را توجیه کنیم و بگوییم نتوانستیم به این دلیل در صورتی که دلایل تنها برای خودمان قانع کننده است نه دیگران و نه آنانی که کارشان حدود چندین ماه پیش ما بوده و انجام نشده است چرا انجام نشده است که در زمان مراجعات مکرر مشتری باعث گردد که دروغ بگوییم و یا کار خودمان را توجیه کنیم ؛ به نظر من ما نمی دانیم به وقت انجام نشدن کار دیگران چه عواقب بدی به همراه دارد اگر می دانستیم هرگز این کار را نمی کردیم تنها یکی از عوارض آن را بیان می کنیم تا آنانی که در موقعیت انجام کار دیگران هستند آنانی که وقتی کار دیگران را می خوابانند و جواب نمی دهند چه زیانی را اول به کشور و بعد به موسسات سرمایه گدار و در نهایت به مجری طرح که مراجعه کننده بوده زده اند ، کاری که اگر برای مثال در روز پنچم اول ماه انجام گیرد هزینه اش قابل مقایسه با کاری که در پایان همان ماه انجام میگیرد نیست چون کشور ما یک کشور در حال متغییر است و متوازن نیست و قیمت اجناس یکسان نیست و نوسان زیاد است جال شما دقت کنید کاری که در تاریخ ۲۳/۳/۸۷ برای انجام دادن طرح کار به اداره مخابرات استان داده شده و هنوز جواب طرح داده نشده است چه عواقبی را برای مجری طرح در پیش دارد و زمانی هم که مراجعه می کنی مسئوال می گوید باید طراحی جواب بدهد وقتی هم که به طراحی مراجعه می کنی به جای پاسخ دادن می گویند اصلا به چه حقی به این جا آمده ایی حال شما قضاوت کنید ولی اگر کارمان را درست و به موقع انجام دهیم نه نیاز به چرا ، و نیازی به دروغ گفتن و توجیه کردن ؛ و همین طور بدبینی طرف مقابلمان را ندارد بیایید خوب باشیم و مردم کشورمان را دوست داشته باشیم آیا ما واقعا دوست نداریم خودمان باشیم و دیگران بر ما حکومت نکنند و زور نگویند اگر می خواهیم چرا این گونه کار آنجام می دهیم چرا در بورکراسی اداره گیر افتاده ایم و چرا نمی خواهیم دست از دروغ گفتن برداریم وچرا نمی خواهیم به جای آمار های دروغ واقعیت ها را بیان کنیم و حتی کم کاری خودمان را هم در نظر بگیریم به خدا جایی نمی رود و مطمئن باشید که موفق می شویم وقتی یکی که می خواهد کاری انجام دهد این همه در ادارات و موسسات دور می زندو در نهایت با هزار و یک بدبختی موفق می شود پول در یافتی برای اجرای طرحش را می دهد یا خانه می خرید و یا ماشین می دانید چرا برای اینکه وقتی پولش داده می شود طرحش را نمی تواند با پول داده شده اجرا کند و برای این که پولش از بین نرود می رود با پول موجود ماشین و یا خانه می خرد که حداقل جواب بدهی اورا در آینده بدهد که این گونه هم نمی شود و ما می مانیم و یک طرح اجرا نشده و یک خانه خریداری شده که اکنون پاسخ گوی کار ما نیست ولی اگر طذح ما به موقع داده شود و کارمان را به موقع اجرا کنیم پول مان ارزش افزوده خواهد داشت و کارمان زود تر به تولید خواهد رسید و ما می توانیم پاسخ گوی همه چیز باشیم ولی ما کارمان شده دروغ و انجام نداند کار چرا چون دولت حقوق مارا می دهد آنهم بر مبنای دروغی که روسای ادارات برای بالا دستی ها ارسال می کنند و در نهایت همانی میشود که شاهد هستیم خرابی بیش از حد ممکن ادامه دارد
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:16  توسط اسداله پورهاشمی
|
از صبح که بیدار میشویم تا وقت خواب همه اش می گوییم و می گوییم تا برسیم به وقت خواب برای چه این همه گفتگو خدا می داند و بس
راستی هیچ وقت ساده نگفتم و ننوشتیم تا دیگران هم بفهمند ما چه گفته و یا چه می گوییم مگر می شود مسلمان بود ولی خیلی از چیز هایی که یک مسلمان لازم است بداند را بلد نباشیم راستی قبول داریم که ما مسلمانان در کشور خودمان را می گویم خیلی زیاد کار هایمان را توجیه می کنم هیچ وقت نمی خواهیم حقیقت را قبول داشته باشیم وقتی می خواهیم احسان کنیم به غریبه ها کمک می کنیم به بردار و یا خواهر خودمان کمک نمی کنیم می دانید چرا برای این که دیگران ازمون تعریف می کنند ولی برادر و خواهر هایمان کارما را وظیفه خود می دانند در صورتی که قرآن همان کتابی که الگوی ما مسلمانان است کمک به اقربا را واجبتر می داند تا بیگانه ها اصلا می دانید چیه ما بیگانه ها را بیشتر از خودمون دوست داریم همه روابط هایمان پولی شده است و اگر پول در میان نباشد ما هیچ احترامی به انسان بودن کسی نمی گذاریم و ارزشی هم برایمان ندارد و هرگز هم قبولش نخواهیم داشت ولی اگر پول داشته باشیم عزیز و مورد احترام و قابل قبول ما است و هر چه هم که بگوید راست یا دروغ باور می کنیم چرا چون پول دار است وقتی بردارمان گیر می افتد و مشکل برایش ایجاد می شود کمتر برادری هست که کمک کند و اگر کمک نکند و حرفی هم نزند باز جای شکرش باقی است ولی حرف می زنند و آن هم ازنوع مفتش ولی حاضر نیستند یک کلمه از حرف های طرف مقابل را هم بشنوند و یا کمکی بکنند این هم رسم خوب و عالی برادری من شاید این حرفی که می زنم بد باشد ولی به برادری هیچ ارزشی قائل نیستم چون بعد از حدود چهل سال گذشت از عمرم به این باور رسید ه ام اگر بردار و یا خواهر حق گفت و یا نا حق گفت حاضر به شنیدن حرفش نیستیم چرا نمی دانم ولی همین گوش ندادن و نشنیدن حرف طرف عمری طرف را به سختی می اندازد و تا آخر عمرمان هم کردار بد خود را توجیه می کنیم ویا وقتی به دیدنشان می روی به جای تشکر می گویند شما دنبال کارتون آمده اید و ما را دیده اید و یا از خانه ما به عنوان هتل استفاده نموده اید و این هم درست است ولی باید قبول کنیم که اگر نخواهیم کسی را ببینیم بغل گوشمان هم باشد نمی بینیم خیلی دلم می خواست که برداران بزرگتر من مرا درک کنند ولی افسوس که عمرم به سر شد و آنها مرا در نیافتند و هنوز که هنوز است در غرور و نخوت خود به سر می برند و اگر دست نیاز به سمتشان دراز کردم مچ دستم را با ساطور قطع می کنند برای همین است که همه ما ملت ایران از ابتدای روز تا انتهای روز گرفتار خودمون هستیم و هر کدام از ما به نوعی ناراحتی داریم که قابل حل نیست و نمی خواهیم قبول کنیم که راهمان غلط است و اگر هم کسی پیدا شد و گفت می گوییم تو دیوانه هستی همه این نوشته ها نقل حدیث بود از بنده ای از بندگان خدا باشد که اندکی از برداران و خواهران به خود آیند و در این ماه خدا خود را اصلاح کنند نه برای چند روز بلکه برای عمری که باقی مانده است جاری همانند کارون
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 9:18  توسط اسداله پورهاشمی
|
|