تبليغاتX
غروب
دین قمست دوم

 دین چیست موضوعی است که استاد خوبمان ابوالفضل قربانیان در وبلاگ خود عنوان نموده بودندو این هم وبلاگ ایشان http://www.abolfazl-gr.blogfa.com  که لازم دیدم در باره اش بنویسم بدون مراجعه به کتاب و تنها از نظر منطق و عقل خود و آنچه که برداشت خودمان از دین است و می دانیم که دین برای چیست و چرا دین لازم است .

دین را اگر ساخته و پرداخته ذهن بدانیم کار خطر ناکی را انجام داده ایم و اگر به صورت یک سری از قوانین دست و پا گیر هم بدانیم باز هم مشکل ساز خواهد شد ولی دین هیچ یک از این ها نیست  چون اگر قرار باشد که دین در این راستا گام بردارد که مشکلی را از جامعه حل نمی کند و شاید بر معضل جامعه هم اضافه می کند .

دین برای اجرای یک سری از قوانین خدایی است که توسط پیامبرش برای مردم بیان شده و در نهایت هم به صورت کتاب در آمده است که هیچ کس هم در کتاب بودنو آورده شدن توسط پیامبران شکی ندارد و حال این کتاب ها چگونه گرد آوری و تدوین شده است را هم کار نداریم که درست است و یا خیر و مهم این است که اکنون به عنوان مرجع دینی مورد استناد است و همه قبول دارد مثلا یهود تورات و مسیحیان انجیل و مسلمانان هم قران را قبول دارند و می دانند که کتاب است که از طرف خدا بر پیامبر نازل شده و بعد از نزول تدوین شده و به صورت امروزی در اختیار ما قرار گرفته است .

در این کتاب یک سری قوانین اجتماعی ، انسانی ، ارث، مالکیت ، عبادت ، حقوق زن نسبت به مرد و حقوق مرد نسبت به زن ، حقوق زوجین ، حقوق والدین نسبت به فرزند و حقوق فرزند نسبت به والدین و خیلی از قوانین دیگر و مهمترین قوانین هم قانون ازدواج و شرایط ازدواج است و اگر این قوانین را درست اجرا کنیم می رسیم به همان نقطه ایی که معنی دین برایمان روشن می شود ولی ایا ما واقعا دیندار هستیم .

من می گویم دین دار نیستیم چرا برای این که هیچ وقت به انچه که حدود دین می گوید ارزش قائل نیستیم و خود را ملزم نمی دانیم و تنها کاری را ه خوب بلد هستیم انجام دهیم این است که دیگران را بکوبیم و یا خراب کنیم و تازه بگوییم دین این را میگوید و این می کند و ان می کند ولی همه خوبی های دین را کنار می گذاریم و تنها به نقاط مورد نظر خودمان توچه می کنیم

دین اگر این است که ما داریم همان بهتر که نداشته باشیم کجای این دینی که ما دارم اسلامی است و یا اصلا دین است واقعا انچه مورد ادعای ماست دین است اگر این گونه باشد پس چرا ما انسان هستیم و فرشته نیستیم چون ما حق را تنها برای خودمان می خواهیم و اگر روزی و یا روزگاری دوستمان دوستی که عمری را با هم بوده ایم و ادعای دوستی قدیمی با هم داریم  ادعای حق خود از ما را بکند خیلی زود دوستی را بهم زده و دیگر او را نمی شناسیم میگویید این گونه نیست به کسی که خیلی وقت است با شما دوست است وقتی چیزی ازتان خواست بگویید دارم ولی نمی دهم ببینید چه حالی می شود وبعد هم دیگر حتی با شما سلام و احوال پرسی هم نخواهد نمود این است دین ما .

در این صورت شاید یه گوشه کوچیک از دین و دین داری خودمان را مشخص نمودیم و مشخص کردیم که دین چه می گوید و چه می خواهد خدا هیچ کار نقص داری را ایجاد نکرده است این ما هستیم که همه کارمان نقص دارد و خلاف واقع شده است و تازه خلاف های بزرگ خودمان را هم در لوای دین می پوشانیم و باور داریم که خدا هم ندیده است و یا با جند مرتبه صدقه دادن رها شده ایم

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:1  توسط اسداله پورهاشمی  | 
جند روزی است که در گیری یک سری مطالب شده ام که در باره دین می باشد و اینکه اصلا دین چیست و چرا مردم برای خود دینی را انتخاب می کنند و یا این که اگر دین نداشته باشیم چه اتفاقی رخ خواهد داد

یکی از مطالب مهم که این روز ها مطرح است دین می باشد که به نظر من دین از قدیم بوده و خواهد بود به این دلیل که دین یک روش است برای زندگی کردن یعنی اگر ما در زندگی خود داری روش نباشیم نمی توانیم به مقصد خود برسیم و در قران هم بار ها در مورد دین و شریعیت صراحتا بحث شده است که مورد قبول همگان است و می دانیم که خداوند وقتی پیامبران را به رسالت برگزید برایشان روشی را تعیین نمود که طبق همان روش برای هدایت مردم اقدام نمودند و این روش باعث پیشرفت آنان گردید

و اگر مردم یک روش برای ادامه زندگی خود نداشته باشند نمی تواند خط صداقت و یک رنگی را در زندگی خود پیدا کنند و در نتیجه گمراهی به وجود خواهد آمد و ممکن است خیلی از ارزش ها از بین برود و خیلی از مردم نتوانند به گونه ایی که دلشان می خواهد زندگی کنند برای همین هم داشتن دین الزامی است و خصوصا دین پاک و حنیف که امروز دین اسلام در بالاترین درجه قرار گرفته است و قوانین این دین از همه بهتر و گویا تر است

دین اسلام در باره همه موضوعاتی که ما بخواهیم مطلب دارد و چیزی نیست که شما نتوانید در این دین پیدا کنید خصوصا قرآن گویا ترین کتاب در جهان کنونی است و آنقدر این کتاب گویا و ساده است که کافی است شما اندکی با زبان عربی آشنایی داشته باشی هرچه که دلت بخواهد می توانی درک کنی و بکار گیری و اصول مقرر در کتاب خدا بی نقص و عیب است و اگر نقصی مشاهده شود از ماو کمی دانش ما است

مردم ساده به راحتی دین را پذیرفته و قبول دارند و هر چه هم که دیگران بگویند باور خواهند نمود ولی مردم با دانش و اندیشمند در کتاب خدا تفحص و بررسی می کنند و زمانی که در نقطه دل خواهد خود قرار گرفتند و خواسته های خود را یافتند به راحتی این دین را می پذیرند و قبول می کنند

اگر واقعا دین به همان گونه ایی که تعریف می شود باشد و استفاده ابزاری از دین نشود خواهیم دید که داشتن دین چقدر به  نفع مردم خواهد بود داشتن دین اسلام مانند این است که شما در کشور خود یک قانون اساسی خیلی خوب و قابل اجرا در همه حال را دشته باشی و هیچ ایرادی در قوانین کشورت مشاهده نکنی و در همه جای کشور عدالت برقرار باشد و شاهد رشد و شکوفایی مردم خود باشیم دین اسلام این گونه است وقتی انسان قبول دین اسلام را بکند و به همه قوانینش اعتقاد داشته باشد از خیلی از کار های زشت و ناپسند دست خواهید کشید وقتی ما به سمت کار های بد و ناشایست نرویم و همگی در یک جامعه رعایت این موضوع را بکنیم خواهیم دید که جقدر جامعه خوب و شکوفایی خواهیم داشت وقتی عدالت باشد ظلم نخواهد بود وقتی ظلم نباشد دوستی بر قرار است و همه مردم به هم عشق خواهند ورزید و در جامعه ایی که الگویشان عشق ورزی به هم باشد گل رویش خواهد نمود

باز هم اگر عمری بود و توانستم در باره دین خواهم نوشتم با استناد به منابع بزرگان

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:32  توسط اسداله پورهاشمی  | 
این نوشته ایی بود که در جایی خواندم و یا نوشته دیگر که نظرم را حلب کرد و خواندم و تقریبا می تواند گفت نوشته خوبی بود ولی حقیقت خارجی ان کمی بعید به نظر می رسید این بود که نوشته شده بود (( جاده صرفه جویی از مزرعه لم یزع حقوق کارکنان می گذرد )) ولی اگر من درست دیده باشم و یا خوانده باشم این گونه نیست جون این فقر است که جایی ندارد و حقوقی هم ندارد و اگر کسی گفت من فقیر هستم حتماباید لباس هایش پاره باشد و هیچ در زندگی نداشه باشد که بتوانیم بگوییم که فقیر است و فقر دارد در صورتی که می دانیم فقر شکل های مختلف دارد .

یکی از مهمترین شکل فقر فقر فرهنگی است که متاسفانه در کشور ما اکثر فقر فرهنگی داریم و همین فقر فرهنگی باعث از دست دادن خیلی از حقوق های حقه ما می شود و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم چون وقتی می خواهیم از حقوق خود دفاع کنیم نمی دانیم حقوقمان چیست و چرا ما داری حقوق هستیم و یا  چرا دارای حقوق نیستیم

دومین مورد حقوق شهروندی است که اکثرا از آن مطلع نیستیم واگر هم باشیم اندک اطلاعاتی داریم که این هم خود نوعی فقراست و یکی از عللش هم نرساندن اطلاعات است که دولت مردان در اختیار ما مردم قرار نمی دهند واگر مردم به حقوق خود اشنا باشند یا بیشترین ضرر را می کنند و یا کمترین ضرر را به غیر از این نیست و همیشه اعتقاد بر این بوده است که کمترین اطلاع داشتن از حقوق در خیلی از مواقع به ضرر شهر وند است چون مدیران بر نمی تابند که مراجعه کننده ایی به حقوق خود آشنا باشد  و در هنگام مراجعه به اداره اشان از آنان حق خود را بخواهد اگر ادعای حق خود را نمود مطمئن باشید که مدیر آن اداره نمی خواهد و یا نمی تواند قبول کند که دیگران هم به حقوق خود وافق هستند

همه مشکلات موجود از فقر است اگر فقر مادی و فرهنگی نباشد کمتر مردم دچار مشکل خواهند شد ولی چه کسی وظیفه دارد این مشکلات را برطرف کند خدا می داند نه دولت مردان و نه مردم ساده ولب وقتی قر باشد فحشا هم در کنارش جولان می دهد و خود نمایی می کند تا مبادا کم بیاورد و اگر واقعیت را بخواهیم هیچ فقری بدون فحشا نیست و هیچگاه باور نکنید که کسی از روی دل خواه خود وارد چنین میدانی گردد چون وقتی فقر مادی داریم و نمی توانیم فقر خود را درمان نماییم مجبوریم که تن به فحشا بدهیم و قتی تن به فحشا دادیم دیگر پایان کار مشخص است

مختصری نوشتم چون اگر بخواهم وارد مسئله شویم نیاز به بررسی ها و برنامه ریزی ها داریم و باید تحقیق کنیم تا مباد وارد گناه نشویم

جاری همانند کارون

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 16:27  توسط اسداله پورهاشمی  |