تبليغاتX
غروب
ممکن است این کار هایی که در حال انجام است به نفع توده مردم باشد  در دراز مدت ولی مهم این است که در کوتاه مدت هم توده مردم خصوصا قشر ضعیف جامعه در معرض خطر جدی ارتزاق خود واقع نشوند که اگر این گونه باشد مشکلات دو چندان خواهد بود هر چند به قول رندی که اگر مردم نداشتن ماشین زیر پایشان نبود و همین طور تلفن همراه نداشتن هرچه ملت دارند درست است ولی چگونه تهیه شده است مهم می باشد و این که مردی همه وسایل زندگی خود را فروخته است و ماشینی تهیه نموده است که بتواند با آن زندگی خود را اداره نماید را نمی توان سرمایه تلقی نمود و یا خانواده ایی که با وام گرفتن کاری راه اندازی نموده اند و حال با مشکلات عدیده روبرو شده اند و کسی هم پاسخ گویشان نیست مهم در یک جامعه رفاه اجتماعی است که شامل همگان باشد نه خاص و نه افرادی که در موارد خاص خود می توانند  باشند ما نباید مردم ایران را یکسان تلقی کنیم و وقتی که تصمصم می گیریم برنامه ای اجرا شود لازم است که ابتدا همه جوانب امر را بسنجیم و انگاه تصمیم بگیریم و کار انجام دهیم چون هر کاری ابتدا ساده است ولی بعد از اجرا مشکلات خاص خود را بروز می دهد در همین سهمیه بندی بنزین خدا می داند چقدر از خانواده ها هستند که مورد تهاجم واقع شدند و چقدر از داشتن یک قلمه نان محروم شدند و اگر خدایی بخواهیم بگوییم طرح هر چند خوب ولی قاطبعه مردم چی گرانی خود غوغا می کرد و اکنون این هم اضافه شده است قبل از سهمیه بندی بنزین از منزلم تا سر کارم را با ۲۰۰۰ ریال می رفتم و اکنون با ۴۰۰۰ریال می روم تازه بعد از وقت یا دیر وقت مجبورم پول خیلی بیشتری را پرادخت نمایم تا برسم به منزل و تنها برای خانواده من اکنون با این سهمیه بندی بنزین روزانه در حدود ۴۰۰۰۰الی ۸۰۰۰۰ ریال هزینه اضافه تحمیل شده است ایا کسی هست پاسخ گو باشد و بگوید منی که هیچ گونه به در آمد خود اضافه نکرده ام این هزینه ماهی ۲۴۰۰۰۰۰ریال را چگونه جبران کنم آیا این هزینه گران مرا وادار به گران کردن محصولاتم نمی کند یا خدماتم وقتی دولت می خواهد چیزی را گران کند و یا کاری مثبت از دیدگاه خود انجام دهد چرا مردم فقیر و بیچاره باید قربانی شوند ان کسی که تنها برای نوکرش ماشین ندارد و در امدش به قدری هست که همه اعضاء خانواده ماشین داشته باشند چه اهمیتی دارد گران شدن بنزین و یا سهمیه بندی بنزین مشکل برای منی نوعی ایجاد میشود که همه اعضاء خانواده ام روزانه باید کنار خیابان ایستاده و سرکار خود بروند و وسیله نقلیه هم ندارم و اگر هم داشته باشم با این اوضاع و احوال بنزین غیر قابل استفاده است دولت مردمی است ولی نه همه مردم مردم از نظر دولت همان کسانی هستند که دو بر انان هستند نه مردم عادی چون مردم عادی به هیچ دردی نمی خورند الا رای دادن و نتیجه رای دادنشان هم باز اگر رهبر نخواهد تایید نمیشود من مانده ام چرا ما فقرا باید زنده باشیم چرا اگر زندگی این است که من و امثال من دارند همان بهتر که نباشد و راحت شویم از این همه گرانی و تورم واقعا دولت مردمی است و در این ۲۷ سال انقلاب دیگه هیچ چیزی کم وکاست نداریم همه چیزمان درست شده است و ما ملت فقرا در رفاه نسبی زندگی می کنیم و اگر می توانستیم نانی برای بچه های خود ببریم تا شاید مانع از دزد و یا تبکار شدنشان شویم اکنون با این اوضاع دیگه نمی توان امیدی داشت این یک واقعیت است انهم از نوع تلخش هر کس دوست دارد قبول کند و هر کس هم دوست ندارد می تواند قبول نکند من حرف دلم را زدم تا خدا چه خواهد بندگان چه تصمیم گیرند
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 17:44  توسط اسداله پورهاشمی  | 
 دولت مردان در سراسر دنیا به فکر این هستند که ملتشان در رفع نسبی قرار داشته باشند ولی در ایران کشور اسلامی که خود را نمونه و الگوی دیگر کشور های جهان می داند و همواره بر ای این نکته تاکیذ داشته است هیچ گونه رفاهی را برای مردمش خواستار نیست و اگر اعتراض هم نمودی با چوب مگر تو مسلمان نیستی می کوبندت تا یادت باشد که حق اعتراض  نداری .

چه تعداد انسان هستند که زندگی خود را فروخته اند و یک ماشین مدل پایین خریداری نموده اند تا به وسیله این ماشین بتوانند دست نیاز خود را از جلوی روی دیگران دور کنند ولی با طرح سهمیه بندی بنزین این دست افراد گرفتار شدند تا چه زمانی خدا می داند .

تعدادی از افراد هستند که وسیله نقلیه ای تهیه می کنند تا بتوانند با آن اندکی از هزینه های زندگی خود را جبران کنند و هم مشکلات ایاب و ذهاب خانواده خود را حل کنند که با این سهمیه بندی غیر قابل حل شده است .

موضوع مهمی که در این بین مطرح است ، این سهمیه بندی یک جدال حق و باطل را مطرح می کند و نتیجه این جدال حق و باطل در  واقع این است که قیمت بنزین در کشور ما چقدر است .

آیا بنزین لیتری ۲۰۰۰ ریال است و یا این که بیش از این حرف ها است و هر لیتر بنزین در کشور اسلامی ما در حدود ۱۰۰۰۰ ریال است و اگر یک چنین چیزی باشد دولت چرا عدالت را رعایت نمی کند و تنها به فکر خود می باشد و حقوق این ملت در کجای این دولت و نماینده ملت قرار دارد چرا دولت مابه التفاوت بنزین را به افرادی که از وسیله نقلیه استفاده نمی کنند نمی دهد وقتی به این نقطه می رسد دولت و دولت مردان و همه مسئولین کشور نا شنوا می شوند و زمانی که به نفع خود شان است از مردم می خواهند که به حرف آنها گوش دهند مثال آقای حداد عادل چقدر درک از اجتماع دارد کسی که بگوید من اخبار را از بچه ها می پرسم چه انتظاری می توانیم داشته باشیم در امور مجلس داری از این شخص

چرا دولت نمی خواهد قبول کند وقتی دارنده اتومبیل در روز سه لیتر بنزین به نرخ دولت از دولت می گیرد و اگر بنزین لیتری حداقل ۷۰۰۰ ریال باشد این فرد به جای ۲۱۰۰۰ ریال تنها ۳۰۰۰ ریال می دهد چطور شده است این فرد حق دارد ماهانه در حدود ۶۰۰۰۰۰ ریال از دولت کمک دریافت کند ولی آنانی که ماشین ندارند هیچ و سرشان بی کلاه است اگر جناب آقای حداد عادل راست می گوید و می گوید مردم با صرفه جویی به بیگانه نیاز ندارند همان طورهم به فکر مردم بدون ماشین باشد که هزینه آنها از اندک هم اندکتر شود وقتی نیست همان بهتر که بگوییم زور می گوییم تا چشمانت هم کور شود .

دولت های اسلامی که در ایران در راس حکومت قرار داشته اند هیچ کدام به فکر مردم نبوده اند و مردم را همانانی می شناسند که در اطراف خودشان هستند برای همین هم این گونه شده است در خانه ایی که پدر خانواده به فرزندان ظلم کند برکتی وجود نخواهد داشت و همین طور سوق می دهیم به کشور در کشوری که رئیس جمهورش و یا رئیس مجلسش و یا دیگر مسئولین اش  تنها فکری که دارند چگونه می توانند  پایدار باشند اندکی هم به فکر مردمشان باشند خوب است این مردم هستند که اگر وجود نداشته باشند دولت و مجلسی هم نخواهیم داشت .

همین قدر کافی است که دولت بیاید و مابه الفتاوت سوخت را به دیگر شهروندان خود بدهد و ان وقت قیمت بنزین را هر قدر که دلش می خواهد تعیین کند و اگر راست می گویند خودشان هم مانند همان کارگر ساده کنار خیابان زندگی کنند اگر توانستند ما هیچ نمی خواهیم آیا جناب آقای حداد عادل می داند یک روز کنار خیابان ایستادن برای رفتن سر کار چه معنی دارد و زمانی هم که کار گیرش نیامده است و نانی بر سفره ندارد چه معنی دارد و یا این که جناب حداد عادل در منزل ۱۷۰۰ متری در بهترین منطقه تهران زندگی می کند و هیچ کم کسری ندارد و بچه هایش هم با ماشین دولتی جا به جا می شوند وقتی این گونه باشد حق دارد به مردم بگوید صرفه جو باشیم من هم اگر زندگیم ان گونه باشد هرگز به مردم نمی گویم ولخرجی کنید بلکه می گویم صرفه جویی کنید تا خودم با مشکل مواجه نشوم .

حق کجا و مجری حق و عدالت چه کسی است حرف از مولایمان علی زده نشود که تنها حرف است و عملی در کار نیست از خودمان بگوییم واین که چقدر به گفته های مولایمان به درستی نزدیک هستیم

یک شهروند هستم که تنها عمری را به سختی طی کردم که نیازی به بنده های دیگر نداشته باشم ولی اکنون از این همه بی عدالتی دلم سخت گرفته است و وجدانم در عذاب و این که ایا جناب آقای حداد عادل هم مانند من نوعی کنار خیابان می ایستد و کرایه می دهد و گرمای سوزان را تخمل می کند و یا این که به راحتی سوار ماشین دولتی میشود که معلوم نیست سوخت داخل باک این ماشین حقوق کدام یک از ما بینوایان است و راحت به منزل و محل کار خود می رود  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 20:58  توسط اسداله پورهاشمی  |