تبليغاتX
غروب
از دلا گفتم و کوهی که در ارتفاع بالایش تونال طولانی زده شده است و این تونل دو نقطه کور کشور را به هم متصل می کند در وهله اول از بالای این کوه دریاچه سد شهید عباس پور بی نهایت زیبا و دیدنی است به قدر دیدنی است که انسان را با طبیعتی بکر و دست نخورد روبرو می کند و با خودت می اندیشی که این طبعیت چقدر زیبا است و تا چه اندازه دیدنی و جالب و چقدر خوب است هوای این منطقه در فصل زمستان که تقریبا بین دو منطقه گرم و سرد کشور قرار دارد از طرفی به استان چهار محال و بختیاری متصل است که زمستانی سرد و طولانی دارد و از طرفی با خوزستان است که زمستان گرم و خوبی را دارد و تقریبا می توان گفت برای کسانی که می خواهند در زمستان تفریحی داشته باشند خصوصا در زمستان در کشور خود این منطقه عالی ترین نقطه است برای استراحت و دیدن مناظر بکر و دست نخورده طبیعت .

هیچ وقت فکر نمی کردم این منطقه این قدر زیبا و جالب باشد و برای همین هم کمتر تمایل داشتم که از این منطقه دیدن نمایم ولی وقتی رفتم و با مناظر جالب و دیدن روبرو شدم با خود اندیشیدم که تا کنون از دست داده ام آنچه را که لازم بوده است ببینم ولی خب موفق شدم با وسیله نقلیه که خودم تهیه کرده بودم بیام و این منطقه را بازدیدم کنم وقتی روبروی سد شهید عباسپور می ایستی هر چند فاصله زیاد است ولی خب آنقدر ان منظره جالب است که باورت نمیشود که انسان می تواند با دست خود در بطن زمین یک چنین منظره ایی را ایجاد نماید و برای دیدن وقت و زمان بگذارند و این زمان دیدن دارد واقعا جای دیدنی و خوبی است هر چند این اجازه را به ما ندادند ولی باز هم توانستیم از روبرو و از بالای کوهی این سد را تماشا کنیم و اگر فرصتی پیش بیاید حتما از این سد دیدن خواهم نمود چون حیف است که این مجتمع را نبینم ولی خوب گرفتار زندگی روز مره خود هستیم و توان رفتن کم .

از روستای دینراک که می گذری به سمت کوه دلا تمام این جاده در کنار کوه قرار دارد تقریبا جاده خوبی است و راهنمای من هم توضیح می داد ولی من به دلیل این که دفتر و خود کاری همراه نداشتم همه گفته های این راهنما که زمانی خود در این منطقه معلم بوده است در خاطرم نمانده است ولی هر چه بود واقعا تماشایی بود خصوصا وقتی تونل دلا را طی نمودیم و رفتیم آن طرف تونل که مشرف به دشت شیرن بهار بود که این دیدگاه کوهستانی انقدر عالی بود که سجده شکر را می طلبید و اندیشه به عظمت خداوند تبارک و تعالی که این چنین مناظر و مکان هایی را خلق نموده است برای استفاده بندگان خود که هیچ وقت هم به درستی نمی توانیم شاکر نعمت هایش باشیم ولی هر چه باشد خدایی جای زیبا و خوبی بود وقتی درختی را شاهد می شوی که در دل سنگهای بزرگ کوه روییده است و گل های زیبایی دارد چه حالی پیدا می کنی واقعا چه حالی پیدا می کنی اگر اندکی خدا شناس باشی خدا را با تمام وجودت احساس می کنی و می فهمیمی که خدا واقعا هست و احساسش می کنی . من هم همین حال را داشتم در عالم خودم عوطه ور بودم که گفتن برگردیم و این تونل چقدر زیبا است هر چند که تاریک بود ولی به شکل اس انگلیسی است و دهانه ها از ابتدا پیدا نیستند و بهترین راه عبور و مرور دام های عشایر شده است در حال حاضر که مورد استفاده کمی قرار دارد و روشنی هم ندارد هر چه بود این مسافرت چند ساعتی بهترین مسافرت بود در یک عصر زمستانی آنهم عصر روز اربعین حسین

تا بعد در پناه ق باشید

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:42  توسط اسداله پورهاشمی  | 
گاهی که واقعا از دست مدیران شهر خسته می شوم زبان به شکایت می گشایم و اعتراض می کنم در صورتی که می دانم اعتراض جایی در پیش مدیران شهر من ندارد برای همین هم هر چه هم که اعتراضم بیشتر میشود تازه آقایان خوشحالتر میشوند .

اما جمعه شهرمان یا خودش در خانه با مشکل بی آب روبرونیست و یا این که اصلا به فکر عبادت مردم این شهر نیست چرا باید وقتی باران می بارد تا چند روز آب نداشته باشیم و چه کسی واقعا این مشکل را به عهده می گیرد و یا چه کسی پاسخ گویی بی نماز ما مردم مسلمان این شهر است به چه کسی این مسئله ربط دارد و می تواند پاسخ این همه بی عدالتی در این شهر را بدهد آیا می توان باور نمود شهری با قدمت عظیم نفتی که در جهان شهره است از داشتن آب خوردن محروم باشد و هیچ بنده ایی از بندگان خدا هم به فکر این مردم و عبادت های از دست رفته اشان نباشد چه کسی مسئولیت این شهر را به عهده دارد هر کسی است و هر کجا است خدا را در نظر داشته باشد و بداد این مردم برسد

راستی اگر پولی در بین باشد چند نفر به سمت این پول حمله خواهند نمود برای داشتن و از آن خود نمودن اقدام خواهند نمود حال که پولی نیست و عبادت مردم در میان است چرا نباید کسی به داد این مردم برسد وای به حال منی که دارم این موضوع را مطرح می کنم .

این روز ها اوضاع شهر مان خیلی به هم ریخته است به گونه ایی است که اگر یک نا آشنایی وارد شود مطمئن باش که می فهمد چه خبر این موضوع ناقص است بعدا خواهم نوشت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 13:35  توسط اسداله پورهاشمی  | 
در مطالب قبلی در باره سد مسجدسلیمان و سد شهید عباس پور نوشتم البته به اندازه انچه که دیدم و اجازه دادند من ببینم و هیچ وقت فکر نمی کردم که وقتی یک نفر بخواهد از تاسیسات کشور خود دیدن کند این همه ایراد و اشکال تراشی کنند ولی این اتفاق افتاد و ما هم نتوانستیم این سد عظیم را از نزدیک مشاهده کنیم و در باره اش بنویبسیم که شاید همین نوشته اندک برای خیلی از دانشجویان و دانش آموزان منبعی باشد برای استفاده و دانستن در باره سد که در خاور میانه بزرگترین سد است ولی از آنجایی که ماشین داشتیم راه برگشت را گرفتیم وبر گشتیم و به سمت تونل دلا حرکت نمودیم در مسیر که می رفتیم به سمت تونل دلا جا های دیدنی خوب بسیار زیاد بود خصوصا روستا ها در کنار جاده اسفالته و عبور مرور مردم و گله داران و روستاهایی که همگی بدون استثنا دارای برق و اب آشامیدنی بهداشتی بودند و جالب تر این که اب مصرفی روستائیان از همان چشمه هایی که در دل کوه جریان داشتند استفاده شده بود و تقریبا می توان گفت که با کمترین هزینه کار انجام شده بود و استفاده بهینه از امکانات موجود بود و چیزی هایی در این مسیر مشاهده نمودیم که اگر بخواهم هر کدام را جداگانه تشریح کنم خیلی زیاد است ولی من هر چه که دیده ام به صورت خبر نگاری تشریح می کنم و گذرا می گذرم زیرا جاده ها ، کوه ها ، درختان ، مردمان ، گله داران دم غروب ، زنان و مردان روستا نشین هر کدام توصیفی بزرگ از این عظمت زندگی است که واقعا انسان را به تعجب وا می دارد و به درستی شما را وادار می کند که معنی وطن و احترام به وطن را درک کنی انقدر این مردمان با صفا و محبت بودند که باور کردنش مشکل است که انسانی در دل کوهی زندگی کند و این قدر صفا و محبت داشته باشد و گذر از این همه محبت و دیدن این همه امکانات اندک و شاکر بودن خود بیان محبت انسانی است وقتی به روستای دلا رسیدیم تازه متوجه شدیم که راه طولانی را آمده ایم و لازم است که اکنون از دلا دیدن کنیم در پای کوه دلا روستایی است که احتمالا به همین نام خوانده می شود روستای جالبی بود و این که این روستا اکثر منازل از سنگ بدون ملات درست گردیده بود و با توجه به این وضع موجود خانه هایی هم وجود داشتند که مهندسی ساز و ایزوگام شده و در این روستا دکل بی تی اس مخابرات برای پوشش دادن تلفن های همراه ساخته شده بود و بگونه ایی بود که موبایل در این نقطه کور آنتن می داد و شما به راحتی می توانستی با هر جایی که دلت می خواهد تماس بگیری که این ها همه حکایت از پیشرفت می باشد .

از پای کوه دلا تا دهانه تونل حداقل پنج پیچید وجود داشت تا برسی به دهانه تونل دلا و خیلی هم خطر ناک بودن این پیج های گردنه و تعجب این جا بود که دولت این همه هزینه نموده است چرا این تونل از کف زده نشده است و این همه بالا است و دارای پیج های خطر ناک و اگر می شد این تونل از همان ابتدای روستای دلا زده می شد چقدر عالی می بود و شاید مهندسان و طراحان به این نتیجه رسیده باشد که این کوه یکی از کوه های آبی است و دارای صفره های آبی زیاد است که زدن تونل را مشکل می کند و برای همین هم از ارتفاع بالا زده شده وقتی تونل را پشت سر می گذاری که بعدا در باره تونل و منظره ابتدای گذشت از تونل را برایتان خواهم نوشتم

ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 10:55  توسط اسداله پورهاشمی  | 
این بار متغیر از دیگر بار ها می خواهم به همه کسانی که به شکل های مختلف مرا در نوشتن این وبلاگ یاری نمود سال نو را تبریک بگویم و از همه دوستان خوبم تشکر کنم که گاهی من پبر مرد را زیر پای خود دیدن و کامنتی و عرض ادبی نمودن و من از این همه لطف بینهایت ممنون هستم و امیدوارم که در این سال نو شادی ها به قدری زیاد باشد که هرگز به ذهنتان بدی و غصه راه پیدا نکند و از خدا هم بخواهید که مرا به راه راست هدایت کند تا بتوانم این همه محبت را پاسخ دهم آن هم به اندازه محبت خودتان دوست داشت خیلی سخت است و من همه شما دختران و پسران خوب را که به من محبت ارزانی می کنید دوستتان دارم و سال خوبی را برایتان آرزو دارم شاد باشید

جا دارد در این جا از خانم زهره بندی این دوست خوب و این دختر مهربانم که همیشه به یاد من است و هرگز مرا بدست فراموشی نمبی سپارد کمال تشکر را داشته باشم و برایش آرزوی موفقیت را خدا وند می خواهم خانم بندی همین بندان که شما بزرگترین درس زندگی را به من ارزانی داشتید و آنهم حقیقت بودن بود من از شما آموختم که می توان در عین تنها بودن بزرگترین دریای محبت بود شاید این اندک برای جبران محبت شما کافی ناباشد ولی من همیشه شما را همانند دختران خودم دوست داشته و دارم و خواهم داشت شاد باشید در این سال نو و از این که تنها از یک نفر یاد کردم از بقیه معذرت می خواهم این قدرانی لازم بود همه دوستان خوبم به خدا می سپارم شاد باشید و  

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 20:58  توسط اسداله پورهاشمی  |