|
خواستم که در میان دل برای خود باغی داشته باشم که در ان باغ همه چیز داشته باشم و اگر شد گلی برای همه بکارم تا بتوانند از این گل برای روز های شاد خود برداربند ولی نشد نمی دانم چرا نشد و خب هر چه باشد باغ تنهایی من هم دری دارد که انسان هایی زیاد از این در وارد این باغ دل شدند و نهایت استفاده را بردن و گل های دلم را با لگد های خود له کردندو رفتند و پشت سر خود را هم نگاه نکردند و این شدکه من هم باغم را رها نمودم تا امروز که دیدم هنوز هم هستند کسانی که پا در این باغ نهاده اند و خود را یافته اند وبا من دوستی بر قرار نموده اند فراموشم نکردند شاید همین نوشته ها هم به خاطر همان هایی است که مرا در یاد خود دارند و خوشحالم می شوم که اگر دوستان من مرا به یاد داشته باشند و بداننند که در حال مسافرت نیستم بلکه پایدارم و هستم تا خدایم بخواهد و هر وقت خدایم صدایم کند لبیک گویان خواهم رفت به امید روزی که همه شاد باشیم .
امروز دلم گرفته بود از دست این همه نا مردمی که در این دنیا هست از دوست گرفته تا دشمن و از انانی که می آیند و پست و مقام را از ما می گیرند و زمانی که در مسند قدرت قرار گرفتند ما را به پشیزی نمی خرند و اگر فریاد زدیم هنوز فریادمان از دهانمان بیرون نیامده خفه می کنند و در خفا می گویند حقیقت را نگویید چرا نمی دانم ولی همین قدر می دانم که من با هیچ دولتی سر دوستی نداشته و نخواهم داشت چرا برای این که دولت ها سر ملت هایشان کلاه می گذارند حقیقت نیستند اگر حقیقت بودند که خیلی از مشکلات حل بودولی دیدم با چشمان خودم دیدم که مرد دوم کشورم در شهر چه کرد مردم شهرم را عشایر خطاب نمود لباس محلی به تن کرد و با لباس من خودم را به سخره گرفت تنها گفت من هم از شمایم آیا از ما بودن برای من آب و نان خواهد شد آیا شغل خواهد شد به تمام شهر های استان بودجه اشتغال زایی داد به ما که رسید فراموشی به میان آمد و یا حرف تو حرف شد و ما را فراموش کردند این فراموشی یک روز ویا چند ماه نیست بلکه به مدت شش سال خواهد بود خدا به داد ما برسد و مردم فقیر شهرمان خدا یارتان باشد
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:48  توسط اسداله پورهاشمی
|
هر کسی را ببینی تلاش می کند تا زندگی خود و همشهریان خود را هر روز بهتر از روز قبل شاهد باشد ولی در شهر ما این گونه نیست هر کسی تنها به چیزی که فکر می کند یا راه فرار از شهر یا این که مثل اختاپوس بیفتد روی اموال عمرانی و تا می تواند به جیب خود بزند و راه رفتن خود از شهر را هموار نماید و این هم چیزی است که از شورای شهر شروع می شود و تا جایی که می تواند کشیده می شود مسئولین یک شهر برنامه ریزی می کنند تا بتوانند مدیرکلی، استانداری ، وزیری ، رئیس جمهور را به شهر خود دعوت کنند و از این دعوت کردن و امدن ریئس جمهور استفاده کنند و بودجه های مختلف برای عمران شهر خود بگیرند و لی در شهر من برنامه ریزی می کنند تا جلوی رئیس جمهور به نمایند خود توهین کنند و این هم چیزی است که مخالفان خواستار آن هستند و اگر بستش دهیم می رسیم به نقطه ایی که وقتی رفتند کار عمرانی شهر تعطیل می شود و دیگر نماینده تلاش نمی کند و رئیس جمهور هم خیلی ساده می گوید مردم شهری که به نمایند خود که رای داده اند این گونه اهانت کنند وای به حال دیگران این است که اتفاق ها روی می دهد و شهرستان مورد نظر از خیلی از چیز ها در دوران نمایندگی طرف مورد نظر و ریاست جمهوری طرف مورد نظر مسکوت می ماند و کار عمرانی شهر ما هم به مدت ۲ الی ۶ سال تعطیل شد و خدا به داد نادانی ما مردم برسد که قدر نماینده خود و فرصت بدست داده از ورود ریئس جهمور در همان اندک زمان را هم ندانستیم و باختیم آنهم چه باختنی تا بعد انشاء اله
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 12:22  توسط اسداله پورهاشمی
|
دلم می خواهد از خیلی چیز ها و مسائل و اتفاق های افتاده سخن بگویم ولی چه فایده که هیچ کدام مشکلی را حل نمی کند اگر می دانستم که مشکل حل شدنی است حرف می زدم و خیلی از درد ها و ایراد ها را بیان می داشتم و می نوشتم که معنی دست تکان دادن و بالا و پاین بردن دست چه معنی و مفهومی را می تواند داشته باشد ولی خوب من چه کاره هستم اگر زیاد جای پایم سفت باشد من شاید یک شهروند باشم آنهم در صورتی که انسان ساده و معمولی باشم و با کسی هم کاری نداشته باشم اگر قرار باشه با هر کاری کار داشته باشم و بگویم چرا وضعیت شهر محل سکونتم این گونه است که دیگر وای به حالم است و من نمی توانم مشکل خودم را حل نمایمک این بدترین شکل ممکن است برای یک شهری که هزاران حرف برای گفتن دارد ولی یک کلمه هم برای خودش حرفی ندارد وقتی هم اعتراض کردی اگر نکشندت شانس اورده ایی چون لازم است بدانی چه می خواهی وقتی نمی دانیم چه می خواهیم چه بگوییم تازه مردم هم از مون ایراد خواهند گرفت اصلا لزومی ندارد بگوییم ریئس جمهور به شهرمان امد و لی هیچ کاری برایمان انجام نداد اصلا لازم نیست بگوییم فرماندار شهر مدیر توان مندی نیست و یا شورای شهرمان هم که خودتان بهتر می دانید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 21:15  توسط اسداله پورهاشمی
|
|