تبليغاتX
غروب
وقتی اول صبح از خانه بیرون آمدم تا به محل کار خود بروم با چیزی خیلی عجیب مواجهه شدم و ان هم این بود که سطح شهر پوشیده شده بود از عکس کاندیدا های شورای شهرستان که واقعا جای بسی تاسف است که در یک شهرستان کوچک این گونه حرکت ها انجام می گیرد  این حرکت چه چیزی را می خواهد به اثبات برساند معلوم نیست ولی مهم این است که می خواهند خودشان را با عکس های خود که بر در ودیوار های شهر زده شده است معرفی نمایند این کار یعنی این که ما کارایی نداریم اگر کارای داشته باشند نیاز به معرفی نیست چون در این جا لازم است قصه ایی را برایتان تعریف نمایم که در سال ۶۲ اتفاق افتاد .

در این سال به علت جنگ و موشک بارانی که در شهر ها از طرف رژیم بعثی انجام می گرفت من هم مانند دیگران همشهریان خودم شهرستان خود را ترک نمود ه و رفتم زرین شهر یکی از شهر های اصفهان در این سال انتخابات مجلس بود و همه کاندیدا ها تایید شده بودند و تنها کسی که تایید نشده بود اقایی بود به نمام جعفری که روحانی هم بود و معلوم نبود که چرا این روحانی زحمت کش تایید نشده بود و در شهرستان زرین شهر همه جا حرف از تایید نشدن این شخص بود و دقیقا یادم هست که دوازده ساعت مانده به پایان تبلیغات نماینده ها این شخص تایید شد و تنها مینی بوسی اجاره شد و با یک بلند گو در سطح شهرستان زرین شهر اعلام گردید که اقای جعفری تایید شده است و مردم می توانند به این شخص هم رای بدهند وقتی فردا صبح برای دادن رای به پای صندوق های رای رفتم به تنها کسی که رای داده می شد این شخص بود و همه مردم وقتی می قهمیدند که اقای جعفری تایید شده است به دیگر کاندیدا ها رای نمی دادند و این بود که اقای جعفری با کمترین هزینه تبلیغ بالاترین رای را آورد و نماینده شهرستان فلاورجان  زرین شهر شد و این را می توان به عنوان نمونه بیان نمود تا کاندیدا ها بدانند که عکس معرف کارایی نیست حضور فیزیکی  در کار های عمرانی و عامل مثبت بودن معرف شخصیت است و لازم نیست ما به زور به مردم به قبولانیم که این شخص فعال است چون فعال بودن خودش معلوم خواهد بود و یا هست و الان هم همین را می گوییم چون خراب کردن در و دیوار های شهر نمی تواند معرف خوبی باشد پس لازم است خودمان را  خوب معرفی کنیم و کاری انجام دهیم  می باید فعال بوده باشیم حالا در  هرسمتی بوده ایم  باشد چون همه سمت ها خوب هستند حتی پسترین شغل هم ارزش خود را دارد آنهم ارزشی که ما نمی توانیم بگوییم این نیست و یا هست .

حرف من این است که چرا برای معرفی خود به شهرداری و چهره شهر لطمه بزنیم آیا راه دیگری وجود ندارد اگر دارد چرا این راه اکنون دلم می خواهد خود کاندیدا ها بیاند و چهر شهر را نکاه کنند هر چند ممکن است بگویند عالی است ولی به این موضوع توجه داشته باشند که چهر شهر را زشت نموده اند این خیلی جالب نیست و حرف ما هم این است که یک ایا فرماندار این چهر را می پسندد و آیا نیرو های انتظامی از این گونه حرکت ها استقبال می کنند و ایا شهر داری مجوز این کار را صادر نموده است و یا نه اگر مجوز صادر نکرده باشد چرا کاندیدی که می خواهد فردا برای عمران این شهر کار کند هنوز نیامده چهره شهر را این شکلی نموده است و برای چه این کار را نموده اند چه مزیتی این کار ها دارد خدا می داند تنها مزیتی که دارد برای شهرداری هزینه ایی را ایجاد نموده اند  هر چند خودشان هزینه تمیز کزدن را هم بپردازند باز هم چهره شهر زشت شده است امیدواریم که این کار ها کمتر رخ دهد و ما گزینه بهتری برای معرفی خودمان پیدا ماییم تا از ان طریق خودمان را به مردم معرفی کنیم باشد که این کار انجام گیرد و زمانی که داریم به سمت پایان سال می رویم و مهمانان روزی زیادی را پذیرا هستیم حدا اقل چهره شهرمان تمیز باشد در صورتی که همگان می دانیم شهر ما چهره اشت به شهرستان نمی رود بلکه روستایی است که بزرگ شده است از همه مقامات شهر خواهیم که اقدام کنند تا شاید ادارات شهر تمیز باقی بمانند  چهره شهر هم کمتر آلوده این گونه عکس ها گردد

جاری باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 9:31  توسط اسداله پورهاشمی  | 
نمی خواهیم بحثی داشته باشیم که بعدا با این بحث مشکل پیدا نماییم ، تمام حرف من این است که چرا روسای ادرات اول وقت کاری جلسه می گیرند و از همه مهم تر این که چرا اول وقت کاری سر کار خودشان نیستند ، اصلا معلوم نیست چرا ریئسی سر وقت در اداره خود نیست مگر ریاست با کارمند معمولی چه تفاوتی دارد  به نظر می رسد که هیچ تفاوتی نداشته باشد و این ریئس بودن و مسئول شدن برای ایجاد یک ارتباط مستقیم است بین کارکنان و یک فرد برای حل مشکلات کاری یا بهتر بگویم برای این است که در یک سازمان و یا اداره ایی یک نفر تصمیم نهایی را اتخاذ نماید و دیگران مجری باشند و اگر قرار است در جلسات بالا شرکت نمایند یک نمایند دانا و وارد به همه مسائل سازمان ویا اداره شرکت داشته باشد در غیر این صورت ریئس معنی خاصی پیدا نمی کند .

سئوالی که در این جا مطرح است با این موضوع که ما هم جلسه داریم  این است که چرا ادارات اول وقت کاری جلسه دارند و چرا روز قبل برای کار ها خود برنامه ریزی نمی کنند تا بتوانند اول وقت کاری در خدمت مردم باشند چون هر اتفاقی قرار است رخ دهد در طول زمان کاری اداره رخ می دهد واگر قرار است کسی به مدیریت کل برود و یا به ماموریت های دیگر برود همان روز نباید تصمیم گرفته شود لازم است یک روز قبل باشد که کارکنان دیگر هم در جریان باشند که همکارشان کجاست تا بتوانند پاسخ مراجعه کنندگان او را بدهند این نیست که ما در یک اداره اول وقت در حدود دو الی سه ساعت وقت مردم را بگیریم مردمی که از شهر های دیگر آمده اند و یا با مشکلات فراوان آمده اند به این امید که کارشان اول وقت انجام گیرد وقتی مراجعه می کنند اداره جلسه دارد این چه معنی می تواند داشته باشد اگر می خواهند هر روز جلسه داشته باشند و با هم چای وبیسکویت بخورند چه اشکالی دارد بخورند چرا وقت مردم را می گیرند چرا از وقت خودشان نمی گذارند و چرا حقوق دیگران را پایمال می کنند و در زمان مفید کاری جلسه می گیرند و اگر راست می گویند و مدیران مردمی هستند و همه فکرشان مردم هست چرا بعد از ساعت کاری اداره جلسه نمی گذارند بعد از ساعت کاری اداره جلسه بگذارند واضافه کاری هم ندهند اگر راست می گویند و مدیران مردمی هستند  نه این است که راست نمی گویند و می خواهند از هشت ساعت کاری که متعهد شده اند در طول روز انجام دهند چندین ساعت آن را به عنوان جلسه و حرف وحدیث های دیگر از بین ببرند و تازه خودشان را خیلی هم مرد خدا جلوه می دهند در صورتی که همه مردم می دانند سر سوزن کم گذاشتن از حقوق دیگران ویا کار دیگران بر می گردد به بیت المال و آنچه که به عنوان حقوق به کارمند داده می شود اگر حقوقی را پایمال نمایند نان حرام به خانه های خود برده اند .

دولت چه در آمدی دارد که به کارمند بدهد نه این است که این در امد های دولت از آن ملت است پس این ملت هستند که به کارکنان ادارات حقوق می دهند چرا کارکنان خصوصا روسا سر کار های خود نیستند وچرا باید مراجعه کننده با در بسته مواجهه شود انهم از نوع برخورد بدش چرا مگر مردم عادی چه گناهی دارند مگر کف دست خوودشان را بو نموده اند که روسا جلسه دارند واگر خوب کند وکاو کنیم سر از نا کج آباد ها خوواهیم در آورد و تازه متوجه می شویم که وقتی رئیس اداره ای نیست کجاست فکر بد نکنید می خواستم رئیس اداره ایی را ملاقات نمایم برای انجام کاری در طول روز چندین بار مراجعه نمودم بی نتیجه بود بر حسب اتفاق از جایی رد می شدم دیدم رئیس اداره روی چهار پایه ایی جلوی تعمییر گاه ماشین نشسته است رفتم پیشش و جریان کاری خود را مطرح نمودم ایشان وقتی حرف های مرا گوش نمود گفت من از صبح این جا هستم اصلا جلسه ایی در کار نبوده است این است رسم مروت که مدیران دارند نمی خواهم بگویم همه مدیران انانی که این گونه هستند چرا مگر مردم چه گناهی دارند و تازه طلب کار هم هستند و چرا وقتی یک مقام بالای می خواهد بیاد همه مدیران به دست و پا می افتند چرا برای این که کار هایشان را درست انجام نمی دهند اگر کارشان درست انجام میشد که هر کسی می خواست بیاید مشکلی نداشتن ویا وقتی مدیر کلی می خواهد بیاید همه مردم عادی را از اداره بیرون می کنند به عناوین مختلف که مبادا شکایتی بشود چرا برای این که کارشان را درست انجام نمیدهند ویا بهتر بگویم ما از کارشان سر در نمی اوریم ویا می خواهند ما ندانیم چه اتفاقی رخ می دهد ولی خوب خدا که هست و شاهد اعمالشان هم هست و خودشان هم می دانند چه می کنند پس ما هم می گوییم خود دانید

باز هم خوام نوشت نوشتم که بدانید از جلسه آمدیم بیرون

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 11:16  توسط اسداله پورهاشمی  |