تبليغاتX
غروب
از همان سال اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به فرموده رهبر کبیر انقلاب امامخمینی روز آخرین جمعهماهمبارک رمضانهر سال روز جهانی ثدس نامگذاری شذ که در این روز کشور اسلامی ایران سرارسر مردم به خیابانهاامده و با سر دادن شعار مرگ بر اسراییل انزجار خود را از رژیم غاصب صیهونیستی اعلام می دارند و در این مدت بیست و هفت سال که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد  اکنونقریبا مب توان گفت که روز جهانی قدس همه گیر شده است و در اکثر کشور های جهان که مسلمان حضور دارند این روز یعنی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز جهانی قدس قرار داده اند و در این روز به خیابان ها امده و با شعار مرگ بر اسراییل و امریکا این روز را گرامی می دارند .

وقتی امام خمینی آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کرد معلوم نبود که چه اتفاقی رخ خواهد داد ولی خوش بختانه این روز به عنوان یک روز سمبلیک انتخاب شده است و در این روز همه احاد ملت به خیابان ها امده و انزجار خود را از رژیم غاصب اسراییل و حامیانش اعلام میدارند.

فلسفه وجودی قدس چی می تواند باشد ۱-دولت اسراییل نامشروع است .۲- کشور های ابر قدرت برای این که پایگاهی در منطقه داشته باشند این مولود نا مشروع را در این منطقه ایجاد کردند .۳-کشور امریکا بزرکترین حامی اسراییل خود تشکیل شده است از صیهونیست ها و اگر صیهونیست ها در امریکا دولت ها را کمک نکنند هیچ کسی قدرت این که بتواند هزینه انتخابات را به پردازد را ندارد و این صیهونیست ها هستند که دولت های امریکا را خمایت می کنند و در مقابل هم از دولت امریکا می خواهند که اسراییل را حمایت کند .۴-خودشان هم می دانند که مشروع نیستند چرا برای این که اگر مشروع بودند در چند روز اول جنگ با حزب اله در لبنان هفت صد هزار نفر در خواست خروج از اسراییل را نمی دادند این یعنی این که ساکنین این کشور غاصب خودی نیستند یعنی وطنشان نیست و خود را یک بیگانه احساس می کنند و اگر چند مورد کوتاه دیگر هم مانند جنگ حزب اله داشته باشند مطمئن باشیم که این کشور غاصب از میان خواهد رفت .۵اسراییل محکوم به رفتن است زیرا مردم فلسطین اگاه شده اند و هر روز هم بر اگاهیشان اضافه می گردد و این اگاهی باعث از میان رفتن اسراییل خواهد شد و چهه بهتر که امریکا از هم اکنون جایی برای صیهونیست ها در کشور خود باز کند یعنی یک ایالت از ایالات خود را به این   صیهونیست ها بدهد و این منطقه را از شر این ناکثین پاک گرداند تا هم خودش راحت شود و هم مردم مسلمان فلسطین

روز جمعه با تمام توان خود مرگ بر اسراییل خوهایم گفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 17:49  توسط اسداله پورهاشمی  | 
غربتی به اندازه ساحل دریا ها

درد آشنایی بیگانه با جمع

شکسته دلی شاد زی

آرامشی مطلق در دنیای طوفانی درد

سحر خیزی بی ریا و ازاده

مردی از تبار مزدان حق

مولودی که تنها نمونه کامل خلقت است 

تولد در کعبه و مرگ در مسجد

عالمی که تحملش سخت است 

عادل همیشه جاوید تاریخ

مست خمار چشمان مست

شبی و محرابی خونین در انتظار

رهای در اوج رهایی

رسیدن به معبودی کع درانتظارش بودن

این است عشق به رفتن تا مرز هستی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:34  توسط اسداله پورهاشمی  | 
این روز ها ایام لیله القدر است ایامی که برای گرفتن مزد نماز و روزه خود می باید تلاش کنیم تا بتوانیم در این ایام احیا از خدا بخواهیم که گناهان ما را ببخشد و مرا به راه راست هدایت کند .

اگر در این ما خصوصا در این ایام نتوانیم از گانهان خود به کاهیم وقت کم خواهیم آورد زیرا خداوند در این ماه فراوان نعمت نهاده است تا ما بتوانیم از آن استفاده نماییم اگر توانستیم که چه خوب واگر نتوانستیم که بدا به حال ما .

البته این ایام مال این نیست که ما از گناهانمان کم کنیم اصلا چرا باید گناه کنیم که بخواهیم از گناهان خود کم کنیم آیا نمیشود گناهی مرتکب نشویم تا از گانهمان نخواهیم کم کنیم کاری کنیم که خدا برای ما صواب در نظر بگیرد و تا میشود در راه خدا قدم بر داریم آیا میشود این گونه رفت  اگر بشود که چقدر خوب می شود آن وقت به بهشت وعده داده شده خدا خواهیم رسید .

میتوان پاک زندگی کرد می توان نیاز های دنیایی را کم نمود واز خیلی از نیاز ها چشم پوشی نمود آن وقت خواهیم توانست به جایی برسیم که در آن جا از گناه دوری کنیم و چشمان خود را بر بندیم بر روی هر چه بدی است و کار های بد تا می توانیم از خدا بخواهیم که به ما کمک کند تا از بدی دوری گزینیم و در راه خودش گام برداریم .

خوب بودن خیلی هم سخت نیست ما نمی خواهیم اگر بخواهیم می توانیم خوب باشیم بدون این که کسی را از خودمان برنجانیم ویا اذیت کنیم اگر این گونه بودیم حق هم با ما خواهد بود و ما می توانیم در راه حق قدم بزنیم و درست برسیم به نقطه ایی که دل خودمان هم می خواهد یعنی جایی که حق است و ما هم با حق باشیم و هیچ وقت نخواهیم که کسی از دستمان برنجد ویا این که اذیت شود که از نظر کلامی وچه از نظر یدی فرقی نمی کند می توانیم خوب باشیم خوب خوب اگر دلمان بخواهد می توانیم در همین دنیای ماشینی خوب باشیم به اندازه ایی که همه از ما راضی باشند همین قدر کافی است که بندگان بر خوب بودن ما گواهی دهند و ما را خوب بدانند اگر سعی کنیم راه زیاد طولانی نیست .

وقتی چشم و زبان خود را از گفتن بد و نگاه کردن به دیگران  محدود نمودیم همیشه سعی نمودیم همانی باشیم که هستیم و هیچ گاه زیر بار دروغ نرفتیم و هیچ وقت حاضر نشدیم بگوییم آنچه که غیر حق است حقیقت دارد مطمئن باشیم که به نقطه ایی که دلمان می خواهد خواهیم رسید همان جایی که خدا هم از ما راضی گردد و ما هم بتوانیم با خیال راحت در راه حق برویم و کار های دیگران را بدون چشم داشت انجام دهیم خدایی کار سختی نیست ما بنده ها نمی خواهیم دنیا دوستی این اجازه را نمی دهد ،مال پرستی مانع از کارمان می شود ؛ حب خود بزرگ بینی نمی گذارد که دیگران را هم چون خود بدانیم وقتی روی همه خواسته ها چه معقول و چه نا معقول خط بطلان کشیدیم مطمئن باشید که موفق خواهیم شد تا به خدای خود نزدیکتر شویم وقتی هم که نزدیک شدیم دیگر نخواهیم دور شد چون این دنیا دنیایی است بس عظیم و بزرگ و می توان در آن خود را پیدا نمود تا برسی به مقصد که خدایی است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:52  توسط اسداله پورهاشمی  | 
گاهی می مانیم که چه باید انجام دهیم تا به مقصد نهایی برسیم یعنی به جایی برسیم که بتوانیم حکایت دل خود را برای دیگران هم بیان کنیم و بگوییم شرح حال گرفتاری ها و درد مندی ها را تا اگر مشکل گشایی بود مشکلمان را حل کند و اگر کسی بود که ما را راهنمایی کند راهنمایی کند بلکه بتوانیم از این همه پیچ در پیچ بودن این زندگی عبور کنیم و به سر منزل عشق که حکایتی تازه از هر روز  روزگاران جدید و قدیم برسیم

مقصد وقتی نا مشخص است نمی توان حرکت نمود چون برای حرکت از ابتدا می باید مقصد را مشخص کنیم وقتی مقصد را مشخص نمودیم راحتر خواهیم رسید به مقصدی که در نظر گرفته ایم و این گونه میشود که می توانیم راه خود را ادامه بدهیم تا به مقصد غایی برسیم وقتی هم رسیدیم خود را آماده ایستادن نموده ایم و خواهیم ایستاد تا جایی که از عهده مشکلاتمان بر آییم این امکان ندارد مگر در زیر سایه بلند همت در این صورت می توان رسید به سر منزل دلخواه خود .

در این مسیر ها اندکی دقت لازم است تا بفهمیم که مقصد کجا و سر منزل کجاست نگاه کنید خورشید هر روز طلوعی دارد و سپس غروبی ولی ایستایی ندارد یعنی هر طلوعش را غروبی بدرقه می کند و هر غروبش را طلوعی این یعنی این که می توان بود و هر روز ظلوع و غروبش هم با هم متفاوت است شما روزی از روز ها را پیدا نخواهی نمود که همانند روز قبل بوده باشد تفاوت دارد روزی داغ است و روزی سرد و دیگر روز هوا خوب و افتابی است این یعنی این که نمی توان یکسان بودن را قبول داشت می باید متغیر عمل نمود تا به سر منزل مقصد برسیم وقتی رسیدیم خواهیم دید چه راحت می توانیم از انچه داشته و یا خواهیم داشت لذت ببریم .

وقتی به قرآن این کتاب آسمانی مراجعه می کنیم همه جا پند و اندرز و راهنمایی است هیچ بد در این کتاب پیدا نخواهی نمود هیچ بی توجهی را ملاحظه نخواهی نمود چون حق است ما هم می توانیم الگویی برای خود داشته باشیم و حقیقت را پیدا کنیم و اگر حقیقت را پیدا نمودیم خواهیم توانست به جایی برسیم که همان نقطه آغازین زندگی جدید است که می خواهیم شروع کنیم ولی نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم و این یعنی حق و رسیدن به حق هم یعنی این که می توانیم از قرآن درس ها بگیریم وبرسانیم خود را به جایی که لازم است از درک قران بهره ها ببریم وقتی فهمیدیم قرآن چه می گوید ویا چه می خواهد یا چرا با تمام فصول سازش دارد و هیچ کمی و کسری در آن مشاهده نمیشود آن وقت ممکن است به خود آییم و برای نجات خود از قرآن کمک بگیریم زندگی این نیست که ما داریم این یک نوع مرگ تدریجی است یعنی این که از بدو خلقتمان با مرگ دست و پنج نرم می کنیم تا برسیم به وقت معلوم ورفتن از این دیار این درست نیست چون ما مرگ خود را در بود خلقت امضا نموده ایم و این مدت که در این دنیا هستیم برای این است که زندگی را درک کنیم و تجربه اندوزی نماییم تا بتوانیم همان باشیم که هستیم وگر نه فهم ما هیچ است و درک ما اندک

جاری باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 10:44  توسط اسداله پورهاشمی  | 
گاهی می مانیم که چه باید انجام دهیم تا به مقصد نهایی برسیم یعنی به جایی برسیم که بتوانیم حکایت دل خود را برای دیگران هم بیان کنیم و بگوییم شرح حال گرفتاری ها و درد مندی ها را تا اگر مشکل گشایی بود مشکلمان را حل کند و اگر کسی بود که ما را راهنمایی کند راهنمایی کند بلکه بتوانیم از این همه پیچ در پیچ بودن این زندگی عبور کنیم و به سر منزل عشق که حکایتی تازه از هر روز  روزگاران جدید و قدیم برسیم

مقصد وقتی نا مشخص است نمی توان حرکت نمود چون برای حرکت از ابتدا می باید مقصد را مشخص کنیم وقتی مقصد را مشخص نمودیم راحتر خواهیم رسید به مقصدی که در نظر گرفته ایم و این گونه میشود که می توانیم راه خود را ادامه بدهیم تا به مقصد غایی برسیم وقتی هم رسیدیم خود را آماده ایستادن نموده ایم و خواهیم ایستاد تا جایی که از عهده مشکلاتمان بر آییم این امکان ندارد مگر در زیر سایه بلند همت در این صورت می توان رسید به سر منزل دلخواه خود .

در این مسیر ها اندکی دقت لازم است تا بفهمیم که مقصد کجا و سر منزل کجاست نگاه کنید خورشید هر روز طلوعی دارد و سپس غروبی ولی ایستایی ندارد یعنی هر طلوعش را غروبی بدرقه می کند و هر غروبش را طلوعی این یعنی این که می توان بود و هر روز ظلوع و غروبش هم با هم متفاوت است شما روزی از روز ها را پیدا نخواهی نمود که همانند روز قبل بوده باشد تفاوت دارد روزی داغ است و روزی سرد و دیگر روز هوا خوب و افتابی است این یعنی این که نمی توان یکسان بودن را قبول داشت می باید متغیر عمل نمود تا به سر منزل مقصد برسیم وقتی رسیدیم خواهیم دید چه راحت می توانیم از انچه داشته و یا خواهیم داشت لذت ببریم .

وقتی به قرآن این کتاب آسمانی مراجعه می کنیم همه جا پند و اندرز و راهنمایی است هیچ بد در این کتاب پیدا نخواهی نمود هیچ بی توجهی را ملاحظه نخواهی نمود چون حق است ما هم می توانیم الگویی برای خود داشته باشیم و حقیقت را پیدا کنیم و اگر حقیقت را پیدا نمودیم خواهیم توانست به جایی برسیم که همان نقطه آغازین زندگی جدید است که می خواهیم شروع کنیم ولی نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم و این یعنی حق و رسیدن به حق هم یعنی این که می توانیم از قرآن درس ها بگیریم وبرسانیم خود را به جایی که لازم است از درک قران بهره ها ببریم وقتی فهمیدیم قرآن چه می گوید ویا چه می خواهد یا چرا با تمام فصول سازش دارد و هیچ کمی و کسری در آن مشاهده نمیشود آن وقت ممکن است به خود آییم و برای نجات خود از قرآن کمک بگیریم زندگی این نیست که ما داریم این یک نوع مرگ تدریجی است یعنی این که از بدو خلقتمان با مرگ دست و پنج نرم می کنیم تا برسیم به وقت معلوم ورفتن از این دیار این درست نیست چون ما مرگ خود را در بود خلقت امضا نموده ایم و این مدت که در این دنیا هستیم برای این است که زندگی را درک کنیم و تجربه اندوزی نماییم تا بتوانیم همان باشیم که هستیم وگر نه فهم ما هیچ است و درک ما اندک

جاری باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 10:41  توسط اسداله پورهاشمی  | 
درست در نطقه ایی قرار می گیری که نمی تونی بفهمی چه اتفاقی در حال افتادن است چون واقعا دست خودت نیست ف اگر دست خودت بود شاید طور دیگه ایی بر خورد می کردی اون وقت ممکن بود شکل کار عوض بشه و تو بدونی چی می خوای و یا چکاری در این دنیا داری که می خوای انجامش بدی این خود یکی از مشکلات بر وبچ های امروزی است که گاها اصلا خودشون هم نمی دونند که چی می خواند.

یه رودخونه را در نظر بگیرید وقتی از سر چشه حرکت می کنه یه هدف داره با همین یه هدف در مسیر راه خود برای رسیدن به هدفش چقدر کار انجام می ده تا به هدف قایی خود که دریا است میرسه انسان هم باید مثل رودخونه باشه تا بتونه هدفمند حرکت کنه در غیر این صورت نمی تونی راه خودش را ادامه بده چون سخت میشه راه ندونسته را رفتن برای همین هم می گوییم در زندگی لازم است هدف داشته باشیم تا بی هدف باشیم وقتی هدف داشته باشیم راحتر می تونیم به کارامون برسیم ولی اگه هدف نداشته باشیم هیچ وقت نمی تونیم به هدفی که داریم برسیم این خود معلوم است که ما چه می خواهیم و یه چه نمی خواهیم .

وقتی نمیتونیم بفهمیم چی از زندگی می خوایم این گونه میشه که نا توان تر از هرچیزی که شما فکر کنی گرفتار زندگی میشیم وراه قفرار هم برامو نیست با خودمون جنگ می کنیم ولی فایدهنداره چون جنگ خانگی پایان نداره و این جنگ خانگی که می گویم درونی است می باید ما با خودمون رو راست باشیم و بفهمیم از این دنیا و از این زندگی چی می خوایم اگه ندونیم وای به حالمون همه چیز رو هواست مطمئن باشید که این طوری می شه .همان بهتر که بدونیم چی می خوایم و یا بفهمیم چه هدفی را دنبال می کنیم     جاری باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:57  توسط اسداله پورهاشمی  | 
در ماه مبارک رمضان هستیم بهترین ماه خدا .

در ماهی قرار داریم که خداوند تمام نعمت های خوب را در این ماه برای بندگان مومن خود قرار داده است از هرنظری که اندیشه نماییم .

در این ماه می توانیم مردم گرسنه را برای گرفتن روزه سیر کنیم و اگر بخواهیم برای تمام فصول سال از آنان نگهداری کنیم  یا برای انان کمک مادی به نماییم .

ماه مبارک رمضان برای تبری از گناه است و با تلاوت قران با بستن چشم و

گوش ودهن می توانیم عبادت خدا را به جا آوریم و هر چه از خداوند بخواهیم برایمان مهیا خواهد نمود چون این ماه  ماه ضیافت خدا است و همه مسلمانان و انانی که به نوعی خود را به خدا نزدیک می دانند در این ماه از خوان نعمت خدا بهره مندخواهند .

اسلام در حال گسترش است و چقدر خوب است ما مسلمانان هم برای بیشتر گسترش پیدا کردن اسلام تلاش کنیم و طبق شنیده ها در کاخ پادشاهی انگلیس برای تنها زن مسلمان در این کاخ خانم جائودری جایگاه مخصوص نماز درست شده است تا بتواند عبادت نماید .

ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن است ماهی است که لیله القدر در این ماه قرار دارد ماهی است که امام اول شیعیان در این ماه به شهادت رسیده است و این ماه از هر بعدی که مورد یررسی قرار دهیم بهترین ماه خدا است برای ما مسلمانا هم لازم است که از این ماه با گرفتن روزه پاسداری کنیم .

هدف از روزه گرفتن این نیست که گرسنگی را تحمل کنیم بلکه معانی مختلفی دارد که در این مجال نمی توانم در باره آنها توضیح کافی بدهم ولی این را می دانم که در این ماه می توانیم از خیلی از چیزها چشم پوشی کنیم و یا برای دیگران تهیه نماییم باشد که خداوند در این ماه ما را یار کند تا بنده خوبی از بندگان درگاهش باشیم .

جاری باشید

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:53  توسط اسداله پورهاشمی  | 
در باره مباحث زیادی مطلب نوشتم و همیشه هم سعی نمودم مطالب ازخودم باشد چه خوب و چه بد تا جایی که می توانستم و می توانم از مطلب دیگران استفاده نمی کنم اگر هم استفاده نمودم این جرات را دارم که بنویسم مطلب از فلان کس می باشد ، امروز روی سخنم با کسانی است که پایه و اساس زندگی خود را از هر بعدی که در باره اش فکر کنیم با دروغ پایه گذاری میکنند که یکی از این افراد هم شاید خود من باشم، اما این را لازم است بدانیم که دروغ بدترین بلایی است که اگر به جان انسانی افتاد دیگر نمی تواند خود را از این بن بست نجات دهد و برای رهایی از یکی دروغ گفته شده مجبور است دروغ های دیگر بگوید و گاها هم کسانی هستند که پی گیر حرف های زده شده می شوند وان وقت است که می بینیم با یک دروغ گفته شد که باعث هزاران مشکل در یک خانواده گردیده است بنیاد یک زندگی که با عشق هم بنا شده بوده است از ریشه کنده شده و بر باد می رود .

دروغ پردازی کار کسانی است که نخواهند با کسی معامله کنند ویا وارد شروع زندگی شوند دروغ در جاهایی خوب است که امروز به انجا ها و دروغ می گویند خالی بندی ؛ اما در زندگی روزانه خود نمی توان به کسانی که به طور مرتب با هم در ارتباط هستیم دروغ گفت چونا گر بخواهیم دروغ بگوییم طرف های مقابلمان دو روش اتخاذ خواهند نمود یک این که هر حرفی را به ما نخواهند زد و به مرور زمان از گردونه خانواده بیرون می رویم و در هیچ موضوعی از ما نظر نخواهند گرفت چون می دانند که دروغ گو هستیم و ممکن است با دروغ گفتن خود مشکل ایجاد کنیم ، دوم این که دیگر باورمان نخواهند نمود هر چند سعی کنیم که دروغ نگوییم این خیلی بد است مثال فردی باشی که عضو مهم خانواده هستی ولی به علت این که دروغ گو می باشی ازت دوری کنند ویا مسائل خود را با شما در میان نگذارند به این دلیل که ممکن است چند تا دروغ دیگر هم سر هم کنی و به دیگران بگویی .

دروغ گویی که در قرآن هم به عنوان کذاب و یا مکذب یاد کرده است پایه و اساس زندگی را برصدق و سلامت روان و گویش میگذارد و می گوید کسانی که نماز می خوانند و یا به ستایش خدا می روند از دروغ گویی برهیز کنند که دورغ گویان در پیشگاه خداوند منزلت و قربی ندارند چرا دروغ ،تا حقیقت است و راستی بر قرار است یه وقت هایی دروغ می گوییم که مصلحت ایجاد کرده است و به کسی هم صدمه ایی وارد نشده است ولی چه فایده که ما هیچ وقت نمی خواهیم باور کنیم وتازه وقتی رسیدیم به جایی که لازم است دست از همه چیز برداریم آن وقت دروغ گویی را شروع می کنیم وبا خودمان هم فکر میکنیم که کسی متوجه نمی شود ولی باور این که کسی متوجه نشود خیلی کم است صداقت بهترین گزینه است خصوصا در زندگی زناشویی چون در این زندگی فردا بچه ها می خواهند بزرگ شده و وارد جامعه شوند .

نظر من این است که هیچ چیزی بهتر از حقیقت نیست حال اگر حقیقت باعث شود که در زندگی صدمات زیادی را ببینیم چون از نظر وجدان خود راحت هستیم که دروغی نگفته اییم که فردا های دور شرمنده شویم و همین فردا ها باعث می شود کسانی که به ما تهمت زدند و ما را متهم به دروع گویی نمودند شرمنده خواهند شد و معذرت خواهی خواهند نمود دروغ یک فاجعه است که این روز ها در جامعه ما زیاد رواج پیدا نموده است و همواره سعی می کنیم آنچه که هستیم نباشیم آنچه که دروغ می خواهد باشیم این یعنی بر باد رفتن زندگی ما ،چون ما ناخود آگاه وارد چرخه ایی شده اییم که شاید یک دوره طولانی ما را بر آن داشته است، و یا جو خانواده و در گیری های موجود در محیط زندگی باعث شده است که دست به دروغ گویی بزنیم، به اعتقاد من اگر دست از دروغ برداریم زندگی به قدری خوب خواهد شد که باور کردنش خیلی سخت می شود، مانند جمله معروف مولایمان حضرت علی که می فرماید (نیاز خود را کم کنید تا بیناز گردید ) اگر ما هم دست از دروغ برداشتیم همان گونه میشود .باز هم مثالی بزنم آیا من می توانم خودم را در دنیای مجازی با هر سنی که دلم می خواهد معرفی نمایم یا نه ولی چرا وقتی کامنتی می گذارم ویا پیامی می فرستم خودم را پیر مردی معرفی میکنم برای این است که حقیقت را گفته باشم چون این را باور دارم که برای پیر مردی چون من هم وبلاگ نویسی عیب نیست ولی دروغ گویی عیب است خیلی نوشتم ولی از شما جوان هایی که این پست را میخوانید می خواهم که دور هر چه دورغ است خط بکشید مطمئن باشید که با حقیقت و راست گویی بهتر موفق خواهید شد

جاری باشید 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:39  توسط اسداله پورهاشمی  | 
ماه رمضان از راه رسید این ماه بر مسلیمن مبارک باشد ولی بر مردم شهر من نا مبارک است چرا برای این که بتوانند نماز خود را بخوانند در طول هفته لازم است چندین بار تیمم کنند چون آبی برای تطهارت وجود ندارد در صورتی که آب از کار ون تا یزد و چادر ملو  برده می شود اگر آب کارون نباشد که کارخانه چادر ملو قادر به کار کردن نیست و همین طور مردم یزد گناه دارند نمی توانند بدون آب باشند و لی مردم شهر من که در ببیست کیلومتری این رود خروشان قرار دارد می تواند تشنه باشد و شهری خیس داشته باشد با مردمانی تشنه و تازه اگر اعتراض هم نمودی یا خانم مدیرعامل آبفا مریض بوده آقا رفته به اهواز و یا اختلاس کم بود نتوانست ویلای قول داده شده به خانم را خریداری نماید و یا نتوانسته فرماندار را همراه خود نماید تا بهتر بتوانند کار های خود را انجام دهند یا امام جمعه شهر در خواست سهمیه نموده است و این ها نمی خواستند چیزی به ایشان بدهند به هر حال و در  نهایت هم جواب سوالت را نمی دهند و زیاد اصرار نمایی می گویند زنگ می زنیم نیروی انتظامی تا بیایند و ببرندت حال شما بگویید ما چه می توانیم به کنیم و گناه نماز های خوانده نشده ما به گردن چه کسانی است .مامورین توزیع آب ، مدیرعامل سازمان آبفا ، فرماندار شهرمان که بی عرضه است ، یا امام جمعه شهرمان که هیچ وقت نخواست به فهمد تطهارات یعنی چه ، اگر این ها می فهمیدند که ما چه می گوییم این وضعمان نبود و این گونه با ما رفتار نمی کردند چون برای روزه گرفتن آداب و رسوماتی هست تطهارتی هست ، وضویی و غسلی و تیممی که ماه شریجه زدیم بر خاک خدا و تیمم کردیم حال خدا قبول کند یا نه با خودش است .

می گویند در حال درست کردن مشکلات هستیم ولی خدایی دروغ می گویند وقتی می روی با هاشان صبحت می کنی و متوجه می شوند که می دانی چه اتفاقی در حال رخ دادن است تازه شروع میکنند به گفتن مشکلات خود که این گونه است و این طور شده آن قدر می گویند که اشکت را در آورند و بعد هم وقتی از یششان رفتی به ریشت می خندن که چقدر ساده بود و گول ما را خورد در مقابل فرماندار می گوید من هیچ کمکی به روزنامه نگار ها نمی کنیم ولی چندین نفر در روابط عمومی خود دارد و روزنامه منتشزر میکند و مجله هم منتشر می کند و تازه دارای امتیاز هم شده است و ارشاد هم که مال خودشان است کی به کی است هر کاری دلشان خواست به غیر از خواسته مردم انجام می دهد و تو جرات داری بگو بالای چشمت ابرو است حدود نج ماه است که فرماندار چدید به این شهر آمده است و روز های اول قول درست شدن آب را داده است ولی ماتسفانه خودش از آن دسته از مدیران روازی است که هفته ایی چند روز نیستند و تا توانسته در دوات روزناه و مجله خود از خودش تعریف نموده است و همه می دانند از خود تعریف نمودن یعنی چه .

مردم شهر من هم مانند شهر های دیگر آب شرب می خواهند نه بیشتر و نه کمتر اگر چیزی غیر از آب خوردن خواستند می توانید اعدامشان کنید بابا آب برای تطهارت خود می خواهیم تا عبادت خود را به جا آوریم آب نمی خواهیم باغ و باغچه درست کنیم آب برای خوردن می خواهیم آیا این درست است که برای گرفتن روزه و یا خواندن نماز تیمم کنیم آیا خودشما هم این کار ها را می کنید و آیا امام جمعه شهرمان از این موضوع مطلع است و آیا گناه بی نمازی ما را به عهده می گیرند و با فرماندار فردای قیامت در محضر خدا حاضر میشوند و میگویند ما کوتاهی کردیم و این ها نتوانستند نماز خودرا بخوانند  چقدر باید نوشت چقدر باید آنچه را که نمی خواهی بگویی گفت  چقدر باید خواهش نمود برای آبی که بابتش ول رداخت می کنی چقدر . آیا دادستان شهرمان که حرفش خریدار دارد هم با مشکل ما مواجهه هست و یا نه اگر هست فریاد بزند و کاری بکند بابا با مقامات بالا حرف بزنید و بگویید مشکل چیست شاید دلشان به حال ما ملت سوخت وکاری برایمان کردند باز ما رمضان شد و بی آب شروع شد بازم آش همان و کاسه همان خدا به داد ما برسد فردای قیامت  موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 9:9  توسط اسداله پورهاشمی  | 
در باره این موضوع خیلی وقت پیش مطلبی نوشتم که برگردیم و گل نسرین بچینیم ؛ خیلی دوست داشتم که وقتی می خواهیم بر گردیم و گل نسرین بچینیم هیچ گونه دلخوری از یکدیگر نداشته باشیم و پیر و جوان دست در دست هم در یک غروب زیبای بهاری در مناطق دیگر کشور و در فصل زمستان در استان خوزستان با هم برویم به دشت و صحرا و گل نسرین بچینیم متاسفم که از این چیدن گل نسرین دل خوشی ندارم شاید خیلی از شما هم باور نداشته باشید وبگویید این انسان خوبی نیست ف حق هم شاید گفته باشید ، مهم این است که ما گل نسرین را چه زمانی باید بچینیم ، زمانی که همه شاد باشیم و رنگ وریا را کنارگذاشته باشیم و دیگر هیچ حرف وحدیث از من بودن و منیت خود با دیگران نداشته باشیم .

اگر می گوییم عاشق هستیم واقعا عاشق هم باشیم عشق به این نیست که دو نفر هم دیگر را دوست داشته باشند که در انتهایی ترین زاویه اش زندگی تشکیل گردد وقتی همه همدیگر را دوست داشته باشیم همه وقت می توانیم گل نسرین بچینیم ؛ منظور من از این موضوع این است که متحد باشیم با هم باشیم دروغ را ببوسیم وبگذاریم کنار اگر سرمان رفت دروغ نگوییم حتی اگر زن زندگی خود را دوست نداریم و با اجبار با او زندگی می کنیم صادقانه با او زندگی کنیم، بگوییم هم دوستت ندارم دروغ نگوییم نکنیم کاری که به فهمد دوستش نداریم ویا نمی خواهیم در زندگیمان باشد همین طور مرد زندگی خود را اگر دوست نداریم بهش بگوییم ولی در صدد اذیت و ازارش بر نیاییم که این دور از انصاف است وقتی با تمام بدی ها خوب بودیم ان وقت می توانیم از این خوب بودن خود دشتی بر از گل نسرین داشته باشیم تا در وقت معین از روز خوب زندگی با هم برویم و گل های نسرین را بچینیم و به هم تقدیم کنیم که خیلی از عشق ها این گونه ایجاد می شوند وعمریی هم با هم می روند و تمام دشت های پر از گل را با هم قدم می زنند .

رسم مروت را به جا آوریم نوع انسان فرق نمی کند چه کسی باشد چه نوع جنسیت داشته باشد مهم انسان بودن است نخواهیم به خاطر این که بگویند زن دارد و زندگی دارد ولی درون خراب و ویران داشته باشیم نکنیم کاری که بگویند فقط برای این که اسم کسی رویش باشد ازدواج کرده است این ها نباشد که من بی نهایت از این گونه کار ها متنفر هستم ، همیشه به همه میگویم انسان ها را به خاطر این که انسان هستند و خداوند خلق کرده دوست داشته باشیم هیچ گاه ازشان عیب جویی در حضور دیگران نکنیم حتی اگر این حضور پدر و مادر ها باشند همیشه دوستی را بر تمام کار ها مقدم بدانیم که خداوند هم مرا دوست خواهد داشت اگر ما خودمان را دوست داشته باشیم  ارزش ها را زیر پا نگذاریم ، نگرانی ها را درک کنیم ، نکنیم کاری که بگویند نادان هستند ، امروز همه باسواد هستند وتحصیل کرده تحصیل را به رخ هم نکشیم ثروت را به رخ هم نکشیم تا جایی که می توان گذاشته ها را یاد آوری نکنیم حق را بگوییم واز حق کمک بخواهیم انانی که زندگی خود را بر عشق دروغین بنا کنند وای به حالشان خواهد شد دروغ ریشه ندارد دست برداریم احترام بزرگ وکوچک بودن را فراموش کنیم حدود را رعایت کنیم که رعایت حدود را خداوند برقرار نموده است همانی طوری که قبلا ها هم نوشتم هیچ مردی نمی توان مادر شود و هیچ زنی هم نمی تواند پدر گردد جایگاه هر کدام را با احترام حفظ کنیم که مبادا در این راه به گناه افتیم گناه این نیست که فردای قیامت مواخذه شویم ، وقتی حدود را رعایت نکردیم همانی می شود که شاهد بوده و هستیم پشیمانی رخ می نماید .

اگاه باشیم درست تصمیم بگیریم ، بیشتر از توان از طرف مقابلمان چیز نخواهیم ، چه زن و چه مرد،بدانیم که نمی توانیم جنسیت را عوض کنیم هر چند هم گه بگویند مساوی هستیم ، این جنسیت راز خلقت است و کسی نمی تواند تغییرش دهد قبولش داشته باشیم نگوییم من ،بگوییم ما، اگر باور داریم خودمان را که می دانیم و عاقل هستیم بین خطا و ثواب یک تار مو بیشتر فاصله نیست این تار مو را پاره نکنیم که خیلی بد است توجه داشته باشیم که روز وشب دروغ نیست و اگر بنای زندگی را با دروغ گذاشتیم همیشه دروغ باید بگوییم تا دروغ اول پوشیده گردد راست گو باشیم .

برای چیدن گل نسرین و برای این که بتوانید مرا همراهی کنید اگر به دیگران هم دروغ می گویید از زندگی خصوصی خودتان دروغ را دور کنید اگر همین یک کار را انجام دهید قول می دهم که بتوانیم گل های نسرین فراوانی را چیده و تقدیم هم کنیم

بازم خواهم آمد

جاری باشید 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:25  توسط اسداله پورهاشمی  |