|
تا کی می خواهیم خودمان را از دیگران بالاتر بدانیم .
تاکی می خواهیم با دروغ و نیرنگ کلاس کاری خودمان را بالاتر ببریم . تا کی می خواهیم از حقیقت فرار کنیم وبگویم گفته دیگران هیچ است . تا کی می خواهیم از آنچه که هستیم خودمان را بالاتر بدانیم در صورتی که همه می دانیم اگر به همه دروغ بگوییم به خودمان دروغ نمی توانیم بگوییم تاکی می خواهیم عشق را با غرور اشتباه بگیریم تا کی می خواهیم با ندانم کاری خودمان خودمان را به درد سر بیندازیم . تا کی می خواهیم صله رحم را فراموش کنیم . تاکی می خواهیم با سکوت خودمان عشق را منکر شویم تا کی تاکی تا کی می خواهیم به مردممان دروغ تحویل بدهیم وکاری برایشان نکنیم تاکی تاکی می خواهیم حق را نادیده بگیریم تاکی شاید روزی رسید که مردم وهمه آنانی که در راس امور هستند تن واحد شدیم ویا تن واحد واقعی و همه سختی ها را از میان برداشتیم وهیچ تاکی نداشتیم شاید به آن روز رسیدیم
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 18:59  توسط اسداله پورهاشمی
|
زندگی یک صحنه بازی گری است که بازی گران آن انسان های آن هستند ؛ این انسان ها برای رها شدن از مشکلات موجود می تواند خوب باشند وهوای همدیگر را داشته باشند تا بتوانند با همتی که به کار می گیرند خیلی از توانایی های پنهان خود را بروز دهند وزمانی که توانستیم توانایی خود را بروز دهیم چقدر خوب است که این توانایی ها در اختیار همگان فرار گیرد .
هیچ کار بدون تلاش وهمت وسخت کوشی به نتیجه نمی رسد تنها راه نجات انسان از بن بست های موجود زندگی در ابتدای کار داشتن یک همت بلند است که اگر این همت را داشته باشیم هیچ وقت نا امید نمی شویم واتکا خود را از انسان های دیگر بر می داریم وروی توانایی های خود کار می کنیم وقتی این گونه شد دیگر نیاز ی احساس نمی کنیم زیرا خود مان روی تلاش وپایداری خود برنامه ریزی می کنیم واین برنامه ریزی ها سبب میشود که از هرچه بن بست است نجات پیدا می کنیم راه دیگر بکار گرفتن همت این است که ما در انجام کار دیگران همانند کار خودمان تلاش مثبتی داشته باشیم انسانیت را فراموش نکنیم وتا جایی که می توانیم در خدمت مردم باشیم ونگوییم به ما چه ارتباطی دارد وقتی دیگران وکار شان هم مثل خودمان وکارمان اهمیت داشت آن وقت برنامه کاری تغییر می کند و می توانیم خود باشیم وخود را باور نماییم تا بتوانیم به راهی که می رویم ایمان داشته باشیم . وقتی همت وپشت کار داشتیم آن وقت نیاز به دیگران را کمتر نموده وروی نقاط مثبت خود ایستادگی می کنیم ومی رویم به راه درست وانتخاب درست وقتی این گونه شد کار ها هم خود به خود درست خواهد شد هرچند خیلی سخت است ولی همت بزرگترین نیرو را در انسان به وجود می آورد وهمین ایجاد نیرو باعث میشود که ما حرف خودمان را خود بزنیم وکار خودمان را خود انجام دهیم بدون اینکه نیازی به کسی داشته باشیم میدان را در اختیارخود خواهیم داشت و می توانیم کار ها را درست انجام دهیم دقت وهمت در کنار هم می تواند راه گشا باشد در دوستی ها ؛ در رفاقت ها ؛ در نگرش های خوب به اجتماع ؛ در کلیه مراحل زندگی وقتی خودمان وهمت مان را باور داشتیم همواره در سایه تلاش خود می توانیم همان باشیم که دل خودمان می خواهد در این صورت لازم است که کوشا باشیم و هیچ وقت احساس ناامیدی نکنیم که همین احساس نکردن نا امیدی می تواند راه به جاهای خوب ببرد و ما در سایه همت بلند خود ایمان خود را تقویت کنیم و داستان عشق خود به زندگی را محکم کنیم ودر یکی از محدوده های اجتماعی که دوستی وزندگی است مقاوم باشیم صبر وتلاش در سایه ایمان و همت همه چیز را درست خواهد نمود موفق باشید بازم خواهم آمد اگر شد
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:58  توسط اسداله پورهاشمی
|
وقتی انسان چیزی را بخواهد حتما می تواند وقتی خواستی مطمئن باش که توانستن را بدنبال خواهد داشت ؛ وقت توانستن را بدنبال داشت حتما همان کلمه خواستن توانستن است حقیقت پیدا خواهد نمود .
ولی وای به روزی که نخواهی اگر منزل برادرت بغل منزل خودت هم باشد حالی ازش نخواهی پرسید تا چه رسد به اینکه بروی منزل برادر خود وجویای سلامت خانواده اش باشی ؛ این مرض چرا و چگونه به جان ملت مسلمان کشور ایران اسلامی افتاده است معلوم نیست ولی خب این هم از عجایب روز گار است که مریض بودن و در بیمارستان بستری بودن برادر خود را هم از همسایه بغلی خودت می فهمی و متاسفم برای روزی که اعلامیه فوت برادر را درب منزل خواهند آورد ودعوتت خواهند نمود تا در مجلس ختم برادر خود شرکت کنی واقعا متاسفم . دوستی دارم که چندین سال بود بنا به دلایلی با هم قهر بودیم تا اتفاقی ساده رخ داد و با هم دوست یمان را شروع کردیم وعید سال ۸۵ از استان چهار محال بختیاری آمد خوزستان منزلم وقتی آمد انتظار ایستادن یک شب را هم نداشتم ولی مهم این بود که آمده بود واین خواستن را به انجام رسانده بود ودوشب هم ماند ورفت این خود یکی از مبانی خواستن است که وقتی انسان خواست هیچ چیزی نمی تواند مانع شود از رفتن ودیدن ؛ ولی وقتی نمی خواهیم چی ؟ نمی خواهیم ارتباط داشته باشیم ؛ زور که نیست ؛ اجبار که نیست ؛تازه اگر مورد ایراد واقع شویم یا مشغله زیاد را بهانه قرار می دهیم ویا اینکه می گوییم من بزرگتر هستم و باید شما بیایید حالا ما چه کنیم این می ماند که خوانندگان قضاوت کنند . اگر بخواهیم می توانیم دوستی خود را حفظ کنیم وقتی همدیگر را دوست داشتیم وآبروی همدیگه را هم دوست داشتیم در دوستی خود به گونه ایی رفتار خواهیم نمود که هیچ کس باور نکند که ما دوست هستیم بلکه فکر کنند که برادر هستیم هر کاری شدنی است مشروط بر اینکه ما بخواهیم همین قدر بگویم همه بدی ها بدست خود ما بوجود می آید ؛ اگر بخواهیم مشکلی نخواهد بود ولی وقتی نمی خواهیم چی من همیشه از خودم شروع می کنم ولی وقتی می روم وزیاد هم می روم دیگه خجالت می کشم اینه که نمی رم با خودم فکر می کنم که شاید طرف ناراحت شود از این همه رفتن من برای همین هم کوتاهی می کنم تا دلتان بخواهد ولی بیشتر از ناحیه دوستان مورد بی مهری واقع میشوم خدا در این میان خود گواه خوبی است چون هیچ وقت در صد ناراحت کردن هیچ بنده ای از بندگان خدا بر نیامدم چون همه بنده های خدا را دوست دارم وبا دید اجترام نگاه می کنم ؛ وقتی بخواهیم هر قدر هم مشکلات داشته باشیم باز هم می رویم وسری به دوست ویا برادر وخواهر خود می زنیم وچیزی که در این بین مهم است و باعث فاصله ها میشود فقر است این فقر ریشه کن است چون ما انسان ها نمیتوانیم خودمان را با هر شرایطی وقف دهیم برای هممین هم نمی توانیم من بودن خود را رها کنیم ودوست باشیم مهربان باشیم منیت کشت مرا و دیگر هم زنده نخواهم شد چون این منیت و خود بزرگ بینی باعث خیلی از فاصله ها می شود تا جایی که همه چیز بدست فراموشی سپرده میشود تا همانکه گفتم زنگ درب منزل را می زنند ویا با تلفن خبرت می کنند که عمویت مرد برادر مرد بسم اله و این هم پایان همه بودن ها حالا هی منیت کنیم وخود بزرگ بین باشیم هیچ نخواهیم داشت و دو روزهم وقتی بزرگی مرد با هم مهربان می شویم وقتی از بهشت زهرا برگشتیم همه چیز فراموش است و دنیا دنیای پول است وریال ودلار وقتی دلارت را می خواهند وترا با دلار هایت می سنجند دیگر چه می گویی بلند شو برو دنبال کارت با این همه اراجیفی که بافتی این یک واقعیت بود موفق وجاری باشید
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:16  توسط اسداله پورهاشمی
|
اگر از عشق نوشتیم می گویند سر پیری و معرکه گیری مگر آدم ها پیر نمی توانند عاشق شوند واگر یک پیر مرد عاشق یک دختر بیست واندی سال شد چه ایرادی می تواند داشته باشد حتما عاشق شدن این نیست که ازدواج کنند وبا هم تشکیل خانواده دهند شاید عشقشان نوع دیگه ایی باشه . آیا شمایی که از عشق پسران ایراد می گیرید اصلا می دونید عشق یعنی چه می دونید
اگر از فرار مغز ها نوشتیم وگفتم بابا به این جوانان کشور بها داده بشه تا به عناوین مختلف از کشور نروند گوشمان را گرفته صد دور می پیچیانند و میگویند به شما این حرف ها نیامده مملکت رئیس جمهور داره و خیلی چیزی های دیگه بابا ما از گرسنگی داریم میگیم شما از ریاست جمهور انسان گرسنه وبی هدف در زندگی روزمره خود چه نیازی به رئیس جمهور ویا پادشاه داره وقتی کسی که گرسنه است نان برای خوردن ندارد تو از ریاست جمهور می گویی آیا رئیس جمهور یه بار شام خودش را به ما میده . اگر از قانون شکنی وپایمال شدن حقی در میان راه ها وراه رو های اداری دادگاه از بین رفت و تو خواستی حقت را بگیری حسابت با خدا است خصوصا طرفت امام جمعه و یا قاضی دادگاه باشه یکی را به دادگاه روحانیت و دیگری را به دادگاه قضات باید شکایت ببری در آنجا هم یک قاضی همکار خود را رها نمی کند تا من انسان معمولی را بگیرد ولی حرفا همه در برابر فانون یکی هستیم وهیچ تفاوتی هم نداریم واقعا این گونه است من یکی که باور نکرده ونمی کنم جرئت داری به امام جمعه شهری بگو برو آنطرف تر آ ن وقت خواهی دید چه اتفاقی رخ می دهد . تما این چی بگم ها وبنویسم ها برای این است که گرفتن حق در کشور خودمان که اسلامی هم هستیم بینهایت سخت است و مشکل چون قانون هر چند بدش هم اجرا نمی شود اگر هم اجرا می شود در چرخه سرمایه داران است مالکان و افراد ثرتمند که با یک نشستن وبر خاستن هزاران هزار میلیون تومان توی جیب مسئولی می ریزند حالا عنوانش چه باشد معلوم نیست همین قدر بگویم که مدیر عامل شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان هشت میلیارد تومان پول بی زبان را ادعا نموده بود که در این شهر هزینه کرده است در صورتی که تنها قراداد موجود برای انجام کار قرار داد هفتصد ملیون تومانی با شهر داری بود برای آسفالت مناطق نفت خیز این شهرستان یعنی منازل این مناظق همین وقتی هم پرسیده میشود حتی جوابت را هم نمی دهند خیلی ساده از کنارش می گذرند یا در روز۵/۲/۸۵ کلیه خطوط تلفن شرکت فانوس سبز جنوب را همراه با خط دیتای این شرکت را در ساعت ۵/۱ بعد از ظهر کارگران مخابرات قطع می کنند وهیچ کس پاسخ گو هم نیست تا رئیس مخابرات را پیدا نمودیم وکسی را فرستاد واین کار ما انجام شد ولی خطوط تلفن ها قطع باقی ماند تا فردا ساعت ۱۱ صبح وقتی اعتراض کردیم معاون اداره مخابرات مسجد سلیمان می گوید من در مقابل کار شما در خارج ازوقت اداری مسئول نیستم شما بگویید چه باید بکنیم چه . هیچ کس حرف آدم های معمولی را قبول ندارد وتنها هدف خودشان هستند در این صورت کی و چگونه می توانیم به هدفی برسیم ویا امید وار باشیم که هدف مشخص شده خود را می توان بدست آوریم چطور وچگونه اش با خدا است و رهبران کشور که بگویند چگونه می توانیم یک فرد عادی با رهبری بر سر میزی باشند وقاضی قضاوت درست انجام دهد می گویند هست اگر هست نشان دهند تا باور هم بکنیم موفق و جاری باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 18:8  توسط اسداله پورهاشمی
|
هیچ تا کنون به این فکر افتادید که چرا خیلی از انسان ها بدون هدف هستند .
بی هدف بودن یکی از بدترین درد هایی است که گریبان مردم این دوره وزمانه را گرفته است یعنی هیچ هدفی در زندگی دنبال نمی شود حتی در قسمت های کلان کشوری . بی هدفی مثل آن است که ساعت ها زیر برف وباران به امید چیزی بایستی که خودت هم به نبودنش واقف هستی بی هدف بودن از با هدف بودن خیلی سخت تر است چون وقتی هدفمند باشیم هیچ مشکلی نداریم ولی در بی هدفی هزاران مشکل داریم منجمله اینکه می گویند طرف بی عار است وتن به کار نمی دهد وبرات دیگران برانمه ریزی می کنند اون هم در حد حرف زند . باید در جایگاه بی هدفان قرار بگیریم تا متوجه این موضوع شویم که بی هدفی یعنی چه وگرنه نخواهیم فهمید بی هدف بودن یعنی چه . بی هدفان در این جامعه زیاد هستند وچاره ایی هم ندارند اگر داشتند که بی هدف نبودن وقتی شما برای پیدا کردن یه کار کوچک به هزاران شرکت و پیمانکاری ها سر می زنی وموفقنمی شوی واین کار را هزاران بار تکرار می کنی چگونه خواهی شد به غیر از یک بی هدف چیز دیگری بدست خواهی آورد چون می دانی موفقیت در کار نیست هدفت را فراموش کرده و به یک عنصر بی مصرف و نگران تبدیل میشوی در نهایت به نقطه بی هدفان نزدیک ونزدیکتر می گردی . حتی بی هدفی وسرگردانی را در وبلاگ نویسی هم مشاهده می کنیم که نویسنده وبلاگ هیچ هدفی را از نوشته های خود دنبال نمیکند ویا بازدید کنندگان وبلاگ بیشتر در کامنت های خود موضوع را همین طوری سر سری دنبال می کنند وکاری به محتوای متن ندارند وهمیشه هم موفق نبوده اند در این صورت مشخص میشود که هدف مند بودن چیزی دیگر است . بی هدفی یک از بزرگترین تنش ها بی خانواده وجامعه است چون خانواده ها دوست دارند بچه هاشان هر چه زودتر سر کار بروند ومشغول وهدف دار برای زندگی کردن شوند در صورتی که جامعه این گونه نیست خیلی کند در این باره تصمیم گیری می کند ومثلا از ۲/۱ میلیون نفر آماده به کار در سال تنها ۸۰۰هزار نفر آن ها سر کار می روند وما بقی به بی هدفان جامعه می پیوندند و این خود مشکلات را دو چندان می کند . امید است که روزانه از بی هدفان جامعه کم وبر هدف داران اضافه گردد در صورتی که همواره ما در صد این هستم که هدفمند باشیم چه کسانی که تحصیل می کنند وچه کسانی که می خواهند کار کنند وتحصیل را رها نموده اند . موفق باشید
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 18:48  توسط اسداله پورهاشمی
|
زنان و مردان هر کدام در اجتماع جایگاه خاص خود را دارند ؛ این جایگاه قابل تبدیل ویا تعویض نیست ؛ یعنی نمی توان جایگاه زنان را به مردان داد ؛یا جایگاه مردان را به زنان داد ؛این مسئله بسیار مهم وقابل نگرش خاص خود است ؛ خیلی از زنان شاید خواستار جایگاه خاص خود باشند ولی گمان نمی کنم خواستار جایگاه مردان باشند یعنی هیچ زنی حاضر نیست در جایگاه یک مرد قرار گیرد ؛ چون نمی تواند مانند مرد باشد تا بتواند در آن جایگاه قرار بگیرد ؛ برای همین هم است که قرآن برای زنان و مردان با دید آنچه در طبیعت هستند نگاه کرده وجایگاه خاص طبیعت را برایشان ترسیم نموده است ؛شاید خیلی از خانم ها ؛ خیلی از آقایان بر این گفته من ایراد بگیرند ولی این یک حقیقت است غیر قابل انکار و نمی توان از آن گریزی داشت چون زن زن است و هیچ تغییر در زنتیکی آن بوجود نخواهد آمد هر چند که امروز همه بر این باور هستیم که خیلی از خانم ها توانمند هستند ودر پست های کلیدی مشغول به کار هستند ؛ یا از تحصیلات عالیه بر خورد دارند با تمام این وجود زن بودن آن ها را نمی توان انکار نمود ؛ زیرا وجود خلقت قابل تغییر نیست چون خداوند در خلقت خود به این موضوع اشاره داشته ودیدگاه خداوند در موردزنان ومردان هم دیدگاه درست وخاص خودشان است ؛ هیچ حقی از مردان به زنان نداده است و هیچ حقی از زنان به مردان داده نشده است ؛ولی وقتی زنان به دنبال تساوی با مردان هستند سئوالات زیادی مطرح می شود که گاها قابل بررسی هم نیستند چون بر می گردد به دیدگاه طبیعت انسانی انسان .
این دیدگاه که امروز مورد بحث ما ست دیدگاه قرآنی است ؛ اینکه قرآن چقدر به زنان بها داده است ؛ چقدر آنان را مورد لطف خود قرار داده است تا آن حد که مردان را مکلف به دادن مزد و نفقه بر زنان خود وا می دارد حتی وقتی فرزندی بدنیا می آید حکم قرانی این است که مردان بر زنان خود مزدی بابت شیر دادن به فرزندان خود بدهند ؛ اینجا مشخص میشود که زنان از مردان بیشتر مورد توجه خداوند بوده اند ؛ این مورد توجه بودن هم خود فلسفه خاص خود را دارد چون تمام مردان ؛ زنان؛ جهان در دامن زنان تربیت میشوند ؛ وقتی اجتماع و روابط اجتماعی برای درست شدن بستگی به تربیت زنانی دارد که در باره فرزندان خود احمال می کنند چگونه ما می خواهیم بگوییم که در اسلام حق زنان پایمال شده است و باید تساوی حقوق زنان و مردان در ایران هم اجرا شود در صورتی که روح کنوانسیون حقوق زنان و مردان روحیه انسانی ندارد و پاک به نفع مردان حرکت نموده است ؛ چرا این گونه است برای اینکه مردان اروپایی به جای بها دادن به زنان خود که قبلا هیچ ارزش وبهایی نداشتن آنان را با خود مساوی کردن برای چی برای اینکه شانه از زیر بار خیلی از مسئولیت ها که بعهد مردان است و زنان لازم نیست مسئولیتی داشته باشند خالی کنند و زنان هم بدون توجه به این موضوع وقتی دیدن حقی برایشان قائل شده اند خوش حال شدند در صورتی که امروز خیلی از زنان اروپایی و آمریکایی این قانون تساوی را قبول ندارند چون دچار این معضل شده اند وارزش زن بودن خود را زیر سئوال دیده اند . در اسلام از تساوی سخن به میان نیامده است ولی از تشابه زیاد نوشته شده است ؛ در اصل هم تشابه به جای تساوی برای این موضوع خیلی بهتر است ؛وقتی تشابه باشد مردان خود می دانند که زنان به غیر از جنسیت هیچ تفاوت دیگری با مردان ندارند همان طور که امروز این موضوع ثابت شده است ؛ولی جایگاه ها را حفظ نموده است ؛ مرد بودن وزن بودن وحقوق هر کدام در خانواده ؛ در اجتماع ؛ ارث ؛ مالکیت ها ؛ در همه موارد قانون مدون دارد و هیچ وقت هم حقی را از مردی به زنی نداده ؛ همین طور از زنی به مردی ولی در باره جایگاه هاشان زیاد صحبت نموده است و این صحبت کردن برای تعیین حقوق هر کدام بوده است و ما هم در این جا می خواهیم به این مسئله برسیم که جایگاه هامان معلوم گردد تا زنان مسلمان ما ایرانی ها فکر نکنند که حقوقشان را مردان پایمال نموده اند باز هم در این باره خواهیم نوشت
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 21:32  توسط اسداله پورهاشمی
|
یک زمانی قرار بود مرا به مدرسه بفرستند تا درس بخوانم .
یک زمانی قرار بود برم کلاس عشق و عشق ورزی را بیاموزم ولی در بین راه بچه های نا اهل محله جلویم را گرفتند وسر از کشیدن مواد مخدر بدار آوردم . یک زمانی عاشق دختری شدم تا اومدم خودمو جمع وجور کنم شوهرش دادن وسر من بی کلاه موند . یک رمانی قرار بود که درس اجتماع را در دانشگاه ها تدریس کنند ولی هیچ استادی برای این کار پیدا نشد. یک زمانی قرار بود ادب را تقسیم کنند خیلی ها را فرستادن تا از سرچشمه های بلند کوهستانی آب بیاورند وقتی برگشتند کار تقسیم تمام شده بود و در نتیجه همه آنها بی ادب باقی ماندن . یک زمانی قرار بود حد رفاقت را تعریف کنند ولی بهترین رفیق بازان هم نتوانستند برایش حدی تعیین کنند یک زمانی زنی می گفتن ومردی می گفتن ولی امروز خانم ها ادعا هایی دارند که مردان بزرگ دنیا هم از این ادعا ها نمی کنند . از همه دوستان خوب معذرت می خواهم که فرم نوشتار را تغییر داده ام این برای یک نوع تنوع بود انشا اله در پست بعدی روی مطلب خود قرار خواهیم گرفت واز حقوق زنان خواهیم نوشت هر چند زنان مرا در این راه یاری نکردند ولی خوب وظیفه ایی دارم و باید به انجام برسانیم تا زنان جامعه اسلامی ما بدانند که حقوقشان تا چه اندازه است که هر گاه خواستن از حقوق خود دفاع کنند کاری به اشتباه انجام ندهند که اگر انجام دهند به ضرر خود شان تمام می شود مولایمان علی به زنان خیلی بها می دهند وهمواره تاکید روی رعایت حقوق زنان خود در خانواده را دارند ما هم در حد توانمان رعایت این حقوق را خواهیم نمود و دوست داریم که زنان جامعه اسلامی ما هم حقوق اسلامی خود را مطالبه کنند و به دنبال غرب و حقوق زنان در غرب نباشند که اگر روزی خدای نکرده حقوق زنان در غرب را به زنان ایرانی عطا کنند زنان ایران همه بدبخت ترین موجود روی زمین خواهند شد همان طوری که اکنون زنان غرب هستند ویکی از بزرگترین معضلاتی که اکنون جامعه غرب با آن دست به گیربان است این می باشد که از هر سه بچه بدنیا امده در غرب یکی نامشروع است و از همین روابط تساوی زنان و مردان و زندگی رفقتی به وجود امده است خدا فقط کمک کند که جامعه پاک ما ایرانی ها همیشه پاک به ماند موفق وجاری باشید
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:19  توسط اسداله پورهاشمی
|
|