|
خیال همان است که قصه ها دارد
وبرای دیدن این خیال لازم است که از مرز هستی عبور کنی ودر خلسه ایی عظیم فرو روی تا شاید خیال خود را ببینی وبگویی من کی هستم وتو کیستی اما اگر نتوانی از خلسه عبور کنی به جایی نخوواهی رسید . راستی می دانید سال در حال نو شدن است ولی ما چی مدیریت ما اصلا حاضر نیست پولی بدهد نه تنها پولی نمی دهد تازه هر چه هم دارم ازم می گیره و میگه هزینه بالا است ولازم داریم بابا من هم آدم هستم یکمی پول هم برای من بزار کنار به درد خودت می خوره. راستی دوست دارید همیشه حاضر جواب باشید با یک زن زور گو ازدواج کنید وقتی زور می گه وحرافی هم می کنه یاد می گیرید که همیشه حاضر جواب باشید که کم نیارید . راستی می دونید چی شده کارون با اون عظمتش از دست این انسان های خدا ناشناس اشکش در اومده واز بس گریه کرده دیگه اشکی برای جاری شدن نداره وهمه آب هایش داخل سد ها ماندن و مردم اطراف هم مهاجرت کردند چون زمین هاشان رفت زیر آب و وعده بزک نمیر بهار می آید هم دادند به جای زمین وخانه . خدا به داد من برسه که این همه چرند وپرند می گم آخه بابا یکی به من بگه به تو چه مربوط است که کارون همه اش سد شده بده آب داریم و زمین های اراک وقم کاشان را هم می توانیم با این آب ها ابیاری کنیم همان طوری که قرار بود رفسنجان را آبیاری کنیم تازه از طریق لوله های زیر زمینی آب کارون را می بریم کویت .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:31  توسط اسداله پورهاشمی
|
اگر قشنگ نوشتی می گن عاشقه .
اگر تلخ و گزنده نوشتی میگن طرف دلش می داد به جایی برسه . اگر از حق گفتی فوری عده ایی علم را برداشته وشروع می کنند از طرف مقابل دفاع کردن که نه دروغ گفته میشه . اگر گفتی سیاسی بازی نکنید ویا سیاسی کاری نکنید میگن بابا تو چی حالیته. اگر گفتی عاشق شدم می خندن ومی گن سر پیری ومعرکه گیری . اگر گفتی بی انصاف نباشید فوری میگن هزینه زندگی بالا است . اگر گفتی بچه وضعت که خوب است برو ازدواج کن وتشکیل خانواده بده فوری در جواب میگن خدا نگیره بازار آزاد را زن وزندگی برای چیمه تازه این طوری خیلی راحت تر هستم . اگر گفتی آقای ریئس اداره این کار ها درست نیست میگن قانون اینه میگه ومقام قضایی این دستور را داده است بابا کی مقام قضایی دستور داد شما اموال از دست رفته خودت را از طریق مردم بیچاره بدست آوری کی و کجا گفته این حرف راو حال گفته آیا نگفته اگر مشکل حل شد اموال مردم را برگردانید فقط گفته بگیرید همین . اگر گفتی بابا یه کم یواشتر صحبت کنید این جا محل کار وکسب من است همه قهر کرده و می روند ومیگن بابا آدم بدی است وآبروی مارا مبره اگه گفتی وقتی داری برای حسین عزاداری می کنی من و تو نکن وکارت را انجام بده میگن ما همه کاره هستیم وشما میگین نکنیم بابا میگیم برای حسین عزاداری می کنیم نمی گیم برای ریاست است وتو عقب ماندی بابا حسین ریا قبول نمی کنه توی محله ها دور بزنید ولی در خونه کسی نرید چون امتیازه حسین این را قبول نداشت اگر داشت که با یزید ویزیدیان به جدال بر نمی خاست . اگر گفتی از حق خودتان صرف نظر نکنید میخواهند برات سر طرف مورد نظر را بیاورند و این درست نیست . هزار تا اگه واما دیگه هست که بعدا خوواهم برتان نوشت حق یارتان
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 8:27  توسط اسداله پورهاشمی
|
امروز از ابتدا روز خوبی نبود چون برای وصل کردن چک به بانک مراجعه نمودم وچک ازاون چک پول های خود بانک بود واعلام کردند که سرقتی است ولی این چه ارتباطی به من ومن نوعی پیدا می کنه چون ما کاسب هستیم وهرهمواره لازم است که از این چک ها دریافت نماییم ولی این راهم بگویم که بانک موظف است که کارش را درست انجام دهد وبه اندازه نیاز روزانه خود چک در اختیار داشته باشد وزمانی هم که به سرقت رفت افراد را تحت پیگرد قرار ندهد چون افراد نمی دانند که این چک ها سرقتی است یا خیر واز مشتری اون هم مشتریانی که میشناسه می گیره نباید پولش برود وآبرویش هم همراه پول وبا دید سارق هم دیده شود واین اصلا درست نیست چون بانک مقصر است نه منی که به بانک اعتبار می دهم وچک پولش را به عنوان پول قبول می کنم در هر حال امروز وقت مرا بانک ملی ایران شعبه مرکزی شهرستان مسجد سلیمان گرفت نه تنها وقتم را گرفته است بلکه می گویند سرقت شده است من چه تقصیری دارم که این اتفاق افتاده است لازم است سارقین را پیدا نمایند در کشوری که درست کردن مهر بانک را در هر مهر سازی می توانی درست نمایی چه انتظاری داری وقتی خود بانک هم نمی داند که چه کار دارد انجام می دهد در نتیچه پول افراد بی گناه از بین می رود واصلا آقایان توچه ندارند وتازه توهین هم می کنند ومی گویند شما سارق هستید واین را نمی توان از یک چرخه بزرگ اقتصادی پذیرفت چون در کار ونگهداریشان خلاف می کنند ومی گویند مردم از چیب به پردازند واین یک کار بینهایت زشت وکثیف است .
بع یک فرد عادی مثل من اصلا ارتباط پیدا نمی کند که چرا این گونه شده است و اگر راست می گویند کار کنند تا مردم عادی در مضان اتهام واقع نشوند چون گناه را در بلخ کرده اند ما باید چوبش را بخوریم کجای این کار عدالت است وتازه وقتی وارد آگاهی می شوی شما را به عنوان متهم ردیف اول نگاه می کنند وکارت را انجام نمی دهند نگه میدارندت کم محلی می کنند وتازه اگر هم اعتراض کردی می گویند کار خلاف کردی و زبانت هم دراز است کسانی بهت توهین می کنند که از پول مالیات های پرداخت شده توسط خود حقوق می گیرد وتازه وقتی میگوید شغلت می گویی بازاری هستم که بیشتر مورد اتهام واقع می شوی چون بازاری ها بلفطره دزد هستند واین را همه می دانند ولی خدا گواه است از بازاری بدبخت تر پیدا نمی کنی چون خیلی بد بخت هستند وهمیشه هم به عنوان دزد وخلاف کار معرفی می شوند به هر حال این انتظار را نداشتم که آقایان مرا هم دزد خطاب کنند چون عمری را سعی نمودیم به سلامت برویم ولی نشد خدا به دادمان برسد ندزدیده می گویند دزدی وقتی بدزدیم تازه آدم خوب خواهیم شد .
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1383ساعت 12:33  توسط اسداله پورهاشمی
|
کاش بودم تا همراهی کنم
در سرزمین خون وعشق در طلوغ بی غروب در سحرگاهی پر از راز ونیاز با توبودم تا همراهی کنم در میان دشت خون با تو بودم تا همدردی کنم کاش بودم لیک اکنون در کنار عاشقانت سینه سوزی می کنم بر سر وسینه زنان نوحه خوانی می کنم زنده می دارم قیام عشق تو پاک می دارم حریم امن تو با تو هستم تا قیامت سوگواری می کنم در عزایت شاه خوبان من به قربان قیامت
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1383ساعت 10:32  توسط اسداله پورهاشمی
|
|