|
ابتدا از واگویه های دشت خون گفتم ولی اندک واکنون از قیامی خونین می خواهم بگویم وممکن است کسی هم این مطالب را نخواند.
مهم این است که این مطلب به چه درد دیگران می خورد ویا اینکه نمی خورد وشاید هم این موضوع اصلا ربطی به کار من ویا برنامه من نداشته باشد ولی مهم این است که ما در باره قیامی خونین مطلب داشته باشیم وبدانیم چرا حسین (ع) قیام کرد وعلت این قیام چه بود وبرای چه اصلا قیامی رخ داد ومهمتر از همه اینکه چرا / این قیام کشیده شد به زمان امام حسین وچرا امام این کار را انجام داد و این چه تکلیفی بود که به گرد ن امام حسین افتاد ونه دیگران وشاید هزاران برنامه دیگر که ما نمی دانیم چه شده است ویا چه خواهد شد. البته این موضوع آنقدر ها هم سخت نیست چون هر کسی یک ایده ایی دارد که خاص خودش است ودیگران نمی توانند این ایده را داشته باشند یکی از حق خود می گذرد ویکی از حق خود نمی گذرد وامام حسین هم جزو این دسته از افراد بود که نمی توانست از حق خود چشم پوشی نماید ودر نتیجه برای احقاق حق خود قیام کرد واین قیام هم از مدنیه تا حجاز وسپس از حجاز تا کربلا ادامه پیدا کرد وسردمداران حکومت وقت هم نمی توانستند در کنار خود امام حسین را تحمل نمایند یعنی اینکه یا می باید حق او که حکومت اسلامی بود می دادند و یا اینکه او را از صحنه زندگی وسیاسی زمان خود بیرون می کردند و سردمداران حکومت وقت از میان برداشتن ونبودن امام حسین را ترجیح دادند و در نتیجه قیام خونین رخ داد وباعث شدند که حسین را شهید کنند وبرای اینکه خود را محق و حسین را خارج از دین جلو دهند تا بتوانند این کار را انجام دهند واین کار را هم انجام دادند ولی نتوانستند آنگونه که لازم است کار خود را انجام دهند علت هم داشت که موفق نبودند . علت اصلی این بود که حسین را همه می شناختند ومی دانستند که فرزند پیامبر است واین واقعا کار عبثی بود که جلوه دهند حسین از دین خارج شده است ادامه حکومت در زمان امام حسین برای یزید ویزیدیان خیلی راحتر بود تا پس از قتل امام حسین چون وقتی این قیام خونین رخ داد تازه مردم متوجه شدند که چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده اند وفرزند پیامبرشان را به قتل رسانده اند واین خود باعث شد که تبلیغ بر علیه امام حسین به نفع امام حسین تمام شد وامام شد کاروان سالار عشق و یزیدیان شدند منفور جامعه زمان خودشان و زیاد هم این موضوع طول نکشید که امام حسین شد شهید ویا سید الشهدا و یزید ویزیدیان شدند معدوم الدم زمان تا قیام قیامت واین درست نقطه مقابل ظلمی بود که انجام شد واگر امام حسین قیام نمی کرد ظالمان همیشه خود را مسحق می دانستند ولی اکنون با استفاده از الگو بودن امام حسین قیام های در سراسر جهان رخ می دهد .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383ساعت 10:27  توسط اسداله پورهاشمی
|
قیامی خونین رخداد
در زمینی پر از بلا در نگاهی خسته از این خستگی تن پارگی در سکوتی حق کش دیوانه وش در زمانی که همه او را رها کردند ورفتند غیرچند از مخلصان در طلوعی بی فروغ از هستی رویای مستی در کنار مادر عشق او قیام حق نمود تا که گویم من نخواهم رفت زیر بار ظلم مردمان بی خرد یا نخواهم گفت غیر حق یا نخواهم خواست غیر آنچه پروردگار من بخواهد این چنین شد روز عاشورا به پا شد مردمی نادان و دنیا دوست خاندان عشق را پر پر نمودند قلب زهرا را دریدند این ناکسان بی مروت بازم هم دادند نوید دوستی با فرزند زهرا دیو کیشان زمان عشق ومستی لیک این راه تا ابد دارد تداوم و حسین حاضر نشسته تا قیام دیگری را رهبر شود تا من و تو از زیر بار ظلم بیرون رویم آزاد ورها گردیم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 16:7  توسط اسداله پورهاشمی
|
در باره عاشورا نوشتم و نوشتم که اگر ما هم مانند امام حسین ویارانش باشیم سرمان هیچ وقت کلاه نخواهد رفت و برای اینکه سرمان کلاه نرود درست این است که با مردم خود صادق باشیم واگر چنانچه صادق بودیم هیچ وقت ملت ها اجازه نمی دهند که به دولتشان دولت دیگری زور بگوید واین زور گویی وقتی ممکن است که دولت مردان ما با مردم نباشند ولی اگر با مردم باشند که این کار ها را انجام نمی دهند یعنی مردم اجاره نمی دهند که دولتی بتواند سر دولتشان کلاه بگذارد ویا زور بگوید ما زمانی که همه با هم باشیم چه کسی می تواند در این صف متحد رخنه کند و یا چه کسی قدرت دارد در امور ما دخالت نماید ولی وقت خودمان از هم جدا بودیم هر کاری می توانند انجام دهند و این اعتقاد راسخ این حقیر است که با دادن اختیارات کامل به دولت مردمان خودمان هم در کنارشان باشیم ولی اگر خطایی کردن سریع بگذاریمشان کنار وهیچ گذشتی هم نداشته باشیم چون اگر گذشت کردیم کارمان تمام است ومن می خواهم بگویم در این واگویه های حسینی لازم است با دیدی بهتر به قضیه نگاه کنیم واز این متکب درس های آموزنده ایی بگیریم وتا می توانیم در راه حق باشیم واگر موفق نشدیم باز هم می گویم عیب از ما است نه از چیزی دیگر صداقت اولین گام در این راه است که لازم است برداشته شود همه با هم صادق باشیم وهیچ وقت حرف خلاف نزنیم چون اگر حرف خلاف نزدیم اون وقت همه باهم می توانیم دنیا را در اختیار داشته باشیم وبه کسی یا دولتی هم اجازه ندهیم در امور ما دخالت داشته باشد واراجیف همه را هم با منطق کلام جواب خواهیم داد اون وقت است که خواهید دید قرار داده شدن نفت در این منطقه برای چیست خدا می دانسته که نفت باید کجا بیشتر باشد در این منطقه که ما از اهرم نفت استفاده نموده وجلوی زور گویی ابر قدرت ها را بگیریم واگر خودمان را به علم هم مجهز کنیم که دیگر بهتر و تازه دنیا به ما نیاز مند است وباید با التماس وخواهش نفت بگیرد نه اینکه سرمایه امن را ببرند وتازه زور هم بگویند در این صورت مشخص است که حسینی بودن چه لطفی داره
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:55  توسط اسداله پورهاشمی
|
من وخودم موضوعی است که امروز خیلی موزد استفاده قرار میگیره ولی ابتدا لازم است موقعیت من را مشخص نماییم وبعدا نوبت می رسه به خودم وقتی تکلیف ها را روشن نمویم تازه موقعیت معولم خواهد شد واین معلوم شدن موقعیت همان طوری خواهد شد که دل خودمان می خوواسته است ولس چقدر خوب است که وضعیت روشن شود وتگلیف خودم ومن روشن شود که منم کرد چه معایبی داره وخدم می خواهم چه عواقبی این حقیر در این راه خیلی زیان ها داده ام تا در این موقعیت قرار گرفته ام که بدانم چی وکی در راستای کار من است ویا خارج از کار من است وبرای همین هم در هر زمان و مکانی که دلم می خوواهد می توانم قرار داشته باشم وحرف دلم را بزنم وتا می توانم کارم را درست انجام بدهم ولی خوب این موقعیت ها کم پیش می اید ومن همیشه سعی نموده ام که راست گویی با خودم را فراموش نکنم وبرای همین هم هیچ وقت گیر نیفتادم که مشکا داشته باشم اول تکلیف من را با خودم روشن کردم وسپس تکلیف خودم را در نتیجه موقعیت ها معلوم شد ومن وخودم راحت با هم کنار آمدیک وتازه خیلی از کار ها را هم با هم انجام دادیم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:36  توسط اسداله پورهاشمی
|
واگویه ایی نوشتم که شعری بود وتقدیم همه دوستداران ایام عزاداری سیدالشهدا شد واکنو میخواهم وا گویه ایی دیگر بنویسم که این واگویه نثر است وزبان حای از این ایام .
حسین برای دفاع از حق خود وخدای خود قیام کرد ودر برابر ظلم زمان خود استاد وتا کجایی که امکان داشت از خود وحقوق حقه خود دفاع نمود وسعی کرد به هر طریقی از امکانات موجود در زمان خود استفاده را ببرد تا شاید این زمان به زاستی زمان پایداری باشد وهمین هم شد تا به مرحله ایی رفت که قاتلان خودش برای او تبلیغ کردند واکنون هزاران سال از آن واقعه می گذرد ولی هنوز هم روز به روز بر تعداد طرف داران اضافه می شود واصلا کم نمی شود وبه هر طریقی یادی از این ایام می شود و واگویه هاز سوزناکی هم خوانده میشود واین روز ها در بیشتر جاهای ایران اسلامی ما مراسم عزاداری بر پا است ویادی از حسین ورشادت های او می شود ودر این مکتب خون حسین خود سلاحی است برای دفاع از دین وایمان و کشور وکسی هم نیست که بگوید نه . واگویه تاریخی از زمانی است که زینب در راه کوفه با بی احترامی مواجه شد وقتی سر از کجاوه بیرون نمود وفریاد زد که من دختر علی هستم من دختر پیامبر هستم هیچ کس باور نمی کرد که یک چنین اتفاق افتاده باشد وسر حسین فرزند پیامبر را بریده باشند واکنون برای شادی خود را آماده می کنند واز همان بدو ورود زینب به کوفه بساط شمایان ویزیدیان برچیده شد چون همه فهمیدند که چه اتفاقی رخ داده است وچه کلاه گشاد ال زیاد سر مردم نهاده است و این زمان بود که از هر گوشه وکناری یکی بر علیه یزید قیام می کرد ودر نتیجه در بارگاه خود یزید زینب وامام سجاد آبرویی برای یزید وخاندانش نگذاشتند وهمه ملت اسلامی فهمیدند که چه اشتباه فاحشی را مرتکب شده اند واین اشتباه باعث شد که واگویه های تاریخ رنگ وبوی مظلومیت به خود بگیرد وحسین مظلوم تاریخ قلم داد شود وتا قیام قیامت اسم حسین سر فصل تمام مبارزات واقع شود . این روند تغییری نخواهد داشت وتا زمانی که شیعه هست این واگویه های حسینی هم هست
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 11:47  توسط اسداله پورهاشمی
|
واگویه های تاریخ
تکرار می شود قیام مردان حق به یاد آرند که گلهای شقایق دشتخون وقیام همیشه زنده اند وزندگی را با دیدی دیگر نظاره می کنند تا دست خون آلودگان را آشکار کنند که سایه شوم حقارت بلا نگیرد و مردان شب آهسته نروند تا مبادا قیام صالحان به نامردمی رسد و واگویه ایی شوم نجوا کنند امروز عشق صدای می کند و آهنگ بدرود را می خواند تا دوباره قیامی دیگر آغاز گردد و شوری دیگر بر پا نوشته شده توسط پورهاشمی مورخه ۲۳/۱۱/۸۳ به مناسبت عاشورا
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 11:37  توسط اسداله پورهاشمی
|
محرم اولین ماه هجری می باشد که مصادف است با انقلاب حسینی واستقرار در دشت کربلا وقیام عاشورایی حسین فرزند فاطکه این مرد بزرگ تاریخ رسالت و این راد مرد تاریخ اسلام که با شهادت خود و اسارت خانواده خود در دشت کربلا قیامی را پایه گذاری کرد که این قیام منحصر به اسلام نیست وبرای رهایی در هر کیش ومذهبی واگویه خود را دارد واین انقلاب .انقلابی است که همه مردم بدون اعلام وتعیین زمان و وقت مشخص از خانه های خود بیرون می آیند وبا حمایت از شهادت حسین همه چیز این نهضت را گرامی می دارند وبا سینه زنی ونوحه خوانی قیامی را زنده نگهمیدارن که تاریخ هرگز فراموشش نخواهد نمود وبرای همین هم همه دست در دست هم گذاشته تا این انقلاب را پاسداری نمایند
شهادت حسین (ع) و یاران با وفایش در دشت کربلا را به تمام شیعیان جهان ومخصوصا ایران اسلامی تبریک وتسلیت عرض می کنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 10:27  توسط اسداله پورهاشمی
|
گفتم نگو گفتی
گفتم نرو رفتی گفتم بمان نماندی دیدی ولی نگفتی این خانه خود خراب است در سینه خودت باز این قصه را نوشتی یک کینه بزرگی از دور دست بردی دادی بشارت عشق اما به ما نگفتی داریم رقیب مستی گفتم چرا نخوانی این قصه رهایی گفتی تو خود گفتی هرگز ترا نخوانم اما رفتی چه زود زین دشت تنها دلم نهادی ایکاش با من این گونه ره نرفتی بازم به عشقت ای دوست تا صبح قصه گویم تا باز باز گردی پیش دلم بمانی تا هر دو با هم این راه از نو گذر نماییم تا هر دو با هم این خانه را بسازییم در انتهای این دشت گفتم نگو تو گفتی راز درون سینه
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 10:21  توسط اسداله پورهاشمی
|
هر چی دلت خواست بکن ولی مردم ازاری نکن .بخند ولی گریه هم نکن .بگو ستت دارم ول دروغ باشه بهتره تا راست .زبان بازی کن مثل گربه هم بی چشم و رو باش تازه بیشتر دوستت خواهند داشت حتی اگه احمقترین هم باشی . حدوت را بزن به خریت خیلی بهتره چون همه فکر می کنند که خری وهر کاری می کنند وتو هم سر بزنگاه یقه اشان را می گیری . کلی براشون می خندی میگی نه امتحان کن .راست نگو حتی یه کلمه ببین چقدر دوستت خواهند داشت چون می ترسند که با دروغ گویی خودت آبروشان را ببری.اصلا فکر خوب توی کله ات راه نده که خیلی گران تمام میشه و چون نمی تونی خدا را فراموش کنی پس خودت را فراموش کن وخودت را به خریت بزن راحت خواهی بود همه ازت فاصله می گیرند چون می ترسند تو با خریت خودت کار دستشان بدهی .
فراموشی پیشه کن ببین چقدر خوبه هیچ کس ازت انتظار نخواهد داشت چون می گویند طرف فراموش کاره وتو ذاحت میشی ولی کارای خودت را انجام بده وتازه می گن فراموش کار یادش نبوده که نبابد بگه آره داشم . به همه بگو که اصلا بدهکار نیستی وهمه چیز مال خودت است وقتی هم کسی فهمید که دروغ گفتی بگو فروخته بودم یادم نبود که بگم ولی حالا می گم تا همه بدانند که من مثلا فلان کار را کردم ولی فرداش بگو دارمش . وقتی یه دختری را دیدی اگه پسری خودت را عاشق دلباخته نشان بده ویا اگر نشد برو مرگ موش بخور وبه دختره بگو که من ترا خیلی دوست دارم ولی وقتی بهت نزدیک شد ازش سوء استقاده بنکن وقتی حرفی زد بگ من اصلا دوستت نداشتم این تو بودی که همیشه دنبال من بودی باشه این طوری بهتره تازه محبوب هم میشی .
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1383ساعت 9:52  توسط اسداله پورهاشمی
|
بسته بودن مدار های زندگی خیلی هم مشکل نیست وبه راحتی می توانیم خودمان مدار ها بسته ویا باز نماییم تا شاید روزی بتوانیم دز یک مدار باز زندگی کنیم واین زندگی برای همه ما این روز ها مشکل شده است وشاید نود در صد مردم این روزها در گیر این مسایل هستند ونمی دانند که چه باید بکنند تا شاید از این بن بست رها شوند واین رهایی خود گامی باشد برای رستن از این همه مشکلات وبوجود آمده وایکاش ما خودمان را ملاک کار قرار می دادیم ومی توانستیم از این همه مشکلات نجات پیدا نماییم وشاید بتوانیم کار مثبت هم انجام دهیم ولی کی چه می دانه که ما کی هستیم وچه می کنیم واگر هم بد شد که می رویم ودیگر هم بر نمی گردیم وخودمان را از دست این دوست های به اصطلاح امروزی راحت می کنیم ولی چه فایده داره که ما خودمان خودمان را گرفتار این معقولات نمی باید بکنیم واگر کردیم خودمان را خراب نکنیم که خراب کردن هم شکل های متفاوت داره مثلا یکی از خراب کردن خودمان دروغ گویی است که ما می گوییم ویکی از خراب کردن ها هم که معلوم است وحرفتن وکار خراب کردن است و یکی از خراب کردن هم این است که خراب کار شویم وبرویم وخراب کاری کنیم که همه این ها باعث میشود که ما نتوانیم کارمان را درست انجام دهیم واین همه کار بد باز هم به من می گویی که ما کار بد بلد نیستیمدستت درد نکند که ایت از همان تعارف ها است وما هم این را قبول نداریم ولی متاسفانه خیلی وقت ها که می توانیم چی می گی بابا خودت هم می فهمی چی داری می گی اره بابا خوب هم می فهمم اگه نمی فهمیدم که حالا اینجا نبودم رفته بودم جایی که همه می رند وما را با خودشان نمی برند ولی ایگاش می شد که ما هم می توانستیم دروغ بگیم وتازه سر مردم هم کلاه بگذاریم وهمه کاره باشیم ویک دست جا نماز هم همراه داشته باشیم که آب بکشیم واین خودش دیگه انده کلاس است فاتحه
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1383ساعت 11:31  توسط اسداله پورهاشمی
|
چرند وپرند گفتن کار خیلی ساده ایی هم نیست که شما هر طور دلت خواست بگی ویا بنویسی وقتی نوشتی هزاران نفر می خوانند واز ایراد می گیرند وبرات پیام می گذارند که واقعا چرند وپرند نوشتی ولی همین چرند وپرند نوشتن هم . لازم است پیامی داشته باشد ویا پیام به همراه داشته باشد نه اینکه هرچی دل خودت خواست بنویسی مثلا دروغ گویی خودش چرند وپرند است واین چرند وپرند هم خیلی با مزه است در زمانی که لو می ری وهمه نزدیکان می فهمند که تو دروغ گفته ایی واین دروغ پاک ابروت را می بره وقتی می گویند دروغ نگویید فکر می کنید که چرا این حرف را زدن برای اینکه گیر می افتی وشرمنده میشی ویا برای اینکه کسی از دروغ تا مطلع نشود ویا اگر فهمید باز راه فراری داشته باشی دروغ دیگه ای بگی بابا دروغ نگو از اول واگر هم می خواهی دروغ بگی در دیار غربت که خودش یک نوع لاف زدن است وضرب المثل است ولی برای خودت هم دروغ می گویی که این واقعیت ندارد ودرست در یک زمان که لازم نیست ویا کارت داره درست میشه که دروغ نگی همه چیز خراب میشه پس چرند وپرند گویی هم لازم است که بعضی وقت ها واقعی باشه نه دورغ باشه تا دیگران هم از گفته های تو پیام بگیرند ومن می گویم دروغ نگویید که این دروغ پدر آدمی را در می آورد ودوست دارم که دست از دروغ بردارید بر نمی دارید برید هر غلطی می حواهید بکنید واگر نکردید من می دانم وشما ها انهایی که دروغ می گویند خیلی کثیف هستند واین کثافت از سر وصورت طرف می بارد واین همان چیزی است که خیلی ها دوست دارند داشته باشند وقتی دوست دارند من و تو چکاره هستیم واگر گفتیم می خندن واین خنده هم مرا آزار می دهد ولی زخوب من حرف خودم را می زنم واین حرف زدن من باعث نمی شود که خیلی ها دست از کثافت کاری خود بردارند ولی خوب ما وظیفه خود می دانیم که بگیم حالا هر چه شد که شده واین چرت وپرت ها جایی را نمی گیرند وشاید یه گوشه ایی از این دنیا خوب شد
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1383ساعت 11:39  توسط اسداله پورهاشمی
|
فرا رسیدن عید سعید غدیر را به همه
مسلمین جهان مخصوصا به هم وطنان غزیر کشور اسلامی خودم تبریک می گویم عیدتان مبارک باد
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1383ساعت 20:13  توسط اسداله پورهاشمی
|
واژه های ناب عشق
در میان دوستداران حق بینهایت دوستی یک هدف تا رسیدن به خدا خواندن نام علی همراه با غدیر یک حقیقت تا ابد باور این هست مشکل از برای ناکسان اما شیعیان عشق ورزی می کنند با نام علی تا روزگار وا پسین تا علی هست این غدیر با نام او همسایه است بی نام او واژه ایی پوسیده است در غدیر غیر از علی مولا نبود با محمد هم صدا کم گشته بود چون ولایت با علی رنگی گرفت تار و پود زندگی جانی گرفت یا علی گوییم و هم پیمان شویم با علی هم نام هم ایمان شویم شیعه اوییم تا آخرین لحظه ها نام او آیینه ای بر عشق ما با علی عشق خدایی خواستن در غدیر با او رهایی خواستن
+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1383ساعت 12:44  توسط اسداله پورهاشمی
|
روزگاری غریب است وبی نهایت بد چون حق رفته وحقیقت مرده است .و هیچ کس حاضر نیست که حقیقت را بگوید واز حق دفاع نماید تا باشد که این گونه نباشد واین درست نیست که ما نتوانیم حرف حق بزنیم وراه بد برویم وکاری هم به جامعه خودمان نداشته باشیم چون جامعه ما است و ما در آن زندگی می کنیم واین حق ما است که سعی کنیم یک جامعه خوب داشته باشیم .
برای داشتن یک جامعه خوب لازم است زحمت زیادی را متحمل شویم تا بتوانیم همان طوری که دلمان می خواهد جامعه امان خوب باشد واین امکان ندارد مگر این که همه با هم دست در دست هم داشته باشیم وکار ها را به نحو احسن انجام دهیم که آن موقع شاید بتوانیم امیدی داشته باشیم به یک جامعه خوب وروشن وسالم ولی تا جایی که ما شاهد هستیم این امکان بدست نیامده است زیرا جامعه ما در حال نابودی است وحقیقت رخت بر بسته ورفته ودروغ جای آن را گرفته است واین درست نیست مگر این که ما خود مان بخواهیم که ما هم نمی خواهیم زیرا این زندگی دلاری به ما این اجازه را نمی دهد چون گرفتار پول هستیم ودیگر جایی برای بودن نگذاشته اییم و اگر جایی گذاشته بودیم که خیلی خوب بود ولی متاسفانه جایی نگذاشته اییم واین حق نیست واین حقیقت نیست . خوب است یک پارچه تلاش کنیم که این زندگی خوب شود واین جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم درست شود از هر نظری که خودمان فکر می کنیم تا بتوانیم در جامعه جهانی جایی برای خودمان داشته باشیم وگامی مثبت در رابطه با زندگی خوب وتمدن عالی اسلامی داشته باشیم و یه عنوان نمونه در جهان مطرح باشیم که این خودبرای کشور اسلامی ما یک گام مثبت در جهت بهتر شناساندن اسلام به جهان است وقتی ما خودمان خوب باشیم ودر راه خوب شدن جامعه خود تلاش کنیم صد در صد موفق خواهیم بود .
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1383ساعت 9:56  توسط اسداله پورهاشمی
|
|